نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش پنجم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چون ز دنیا شد جنید پاک دین

پس جنازهش برگرفتند از زمین

پر زنان مرغی سپید از آسمان

بر جنازه او نشست اندر میان

خلق چندان کاستین افشاندند

مرغ را از نعش او میراندند

مرغ یک ذره از آنجا بر نخاست

لیک بگشاد او زفان در نطق راست

گفت ای ارباب ذوق و اهل دین

چند رنجانید خود را بیش ازین

زانکه شد مسمار عشقی آشکار

بر جنیدم دوخت تا روز شمار

قالب او حصه کروبیانست

لیک پای خلق این دم در میانست

گر نبودی زحمت و شور شما

قالبش با ما پریدی در هوا

قالبش ماراست قلبش آن دوست

مغز آن اوست وان ماست پوست

گر شود یک ذره از قلبش پدید

بس بود قفل دو عالم را کلید

صد جهان پر فرشته هر نفس

تشنهٔ بوئی شدند از پیش وپس

تشنه میمیرند در دریا همه

گوئیا دارند استسقا همه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

جنید پاک دین درگذشت و جنازه‌اش از زمین برداشتند. در این هنگام، پرنده‌ای سپید از آسمان فرود آمد و بر جنازه‌اش نشست. مردم به شدت به پرنده حمله کردند تا آن را دور کنند، اما پرنده نتوانست پرواز کند و زبان گشود و گفت: ای اهل ذوق و دین، دیگر خود را رنجور نکنید. عشق جنید به خداوند از او جدا نیست و جسم او تنها پوششی است. اگر محبت و شور شما نبود، او هم میان شما نبود. بدن او از فرشتگان است، اما دلش به عشق خداوند متعلق است. همچنین بیان می‌کند که اگر اندکی از این عشق آشکار شود، برای دو عالم کلید خواهد بود و همه عالم تشنه بوی او هستند.