نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۸ - غزل عطار

عطار نیشابوری / نزهت الاحباب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

سالها بودم ز عشق گل بدرد

با دو چشم پر زخون و روی زرد

خوش وصالی بُد رخ این باغبان

تا چه آمد بر سرش از گرم و سرد

برد محبوب مرا از گلستان

با دو چشم پر ز خون و روی زرد

بعد از این خاک سر کویش بیار

بار او بر چشم ما کن همچو گرد

چون نکردم شکر ایام وصال

پیش آمد باز این دوران بدرد

ای دل غمدیده با دوران بساز

یا برو طومار دعوی در نورد

ناله کردن تا چه بگشاید مرا

این زمان از باغبان باید مرا

رفت بلبل از پی گل تا بشهر

تا چه می‌آید بروی گل ز دهر

دید سوراخی درو گل ریخته

آتشی در زیر آن انگیخته

آبروی گل از آنجا می‌چکید

این غزل می‌گفت بلبل می‌شنید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و درد جدایی است. شاعر سال‌ها به عشق گلی بیمار بوده و با چشمانی پر از خون و چهره‌ای زرد به غم خود ادامه می‌دهد. او به وصال محبوب اشاره می‌کند که باعث امیدواری او شده، اما بعد از مدتی دوباره به درد و جدایی دچار می‌شود. شاعر از دل غمدیده‌اش می‌خواهد که با دوران بد کنار بیاید و به نوعی تسلیم می‌شود. بلبل نیز که عاشق گل است، از باغ به شهر رفته و در پی گل‌سردی آتش را می‌بیند که از سوراخی در زیر گل می‌چکد. این تصویر نشان‌دهنده‌ی زیبایی و آتش عشق، حتی در شرایط سخت و غم‌انگیز است.