بخش ۱۳ - کنون بشنو ای خال ِ آزاد مرد عیوقی
عیوقی / ورقه و گلشاه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
کنون بشنو ای خال ِ آزاد مرد
که گلشاه دلخواه با او چه کرد
ربیع ابن عدنان چو از پیش اوی
سوی کینهٔ ورقه آورد روی
بپوشید گلشاه دست سلیح
ببر در حسام و به کف در رمیح
یکی خز کوفی به سر در ببست
بجست از بر بارگی برنشست
بسان غلامان تن خویشتن
بیاراست آن لعبت سیم تن
نهان از کنیزان و پیوستگان
نهان از غلامان و دربستگان
ز حی بنی ضبه آمد بدر
به تیره شب آمد به وقت سحر
ببسته به رسم عرب روی خویش
به دستار پوشیده گیسوی خویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، راوی به نقل داستانی از گلشاه و ربیع ابن عدنان میپردازد. ربیع از مقابل گلشاه عبور میکند و سپس به او کینه میورزد. گلشاه برای حفاظت از خود دست به سلاح میبرد و به سوارکاری میپردازد. او به گونهای خود را آرایش میکند که شبیه غلامان شود و از دید دیگران پنهان بماند. داستان نشان از مبارزه و فریب در جنگهای عربی دارد. گلشاه به آرامی و در تاریکی شب به سراغ هدف خود میرود، با پوشش عربی و گیسوی پوشیده.