نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

مستزاد شیخ بهایی

شیخ بهایی / دیوان اشعار / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

هرگز نرسیده‌ام من سوخته جان،

روزی به امید

وز بخت سیه ندیده‌ام، هیچ زمان،

یک روز سفید

قاصد چو نوید وصل با من می‌گفت،

آهسته بگفت

در حیرتم از بخت بد خود که چه سان؟

این حرف شنید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این بیت‌ها از ناامیدی و درد ناشی از بخت بد خود سخن می‌گوید. او هرگز به آرزوی خود نرسیده و همیشه در حسرت و انتظار بوده است. وقتی قاصدی خبر وصالی را به او می‌دهد، شگفت‌زده می‌شود که چگونه می‌تواند به خداوند و بخت بد خود امید داشته باشد.