نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶ - فی المناجاة و الشوق الی صحبة أصحاب الحال و ارباب الکمال شیخ بهایی

شیخ بهایی / شیر و شکر / وزن: متفاعلتن متفاعلتن

عشاق جمالک احترقوا

فی بحر صفاتک قد غرقوا

فی باب نوالک قد وقفوا

و بغیر جمالک ما عرفوا

نیران الفرقه تحرقهم

أمواج الادمع تغرقهم

گر پای نهند به جای سر

در راه طلب، ز یشان بگذر

که نمی‌دانند ز شوق لقا

پا را از سر، سر را از پا

من غیر زلالک ما شربوا

و بغیر جمالک، ما طربوا

صدمات جمالک، تفنیهم

نفحات وصالک، تحییهم

کم قد احیوا، کم قدمات

عنهم، فی‌العشق روایات

طوبی لفقیر رافقهم

بشر لحزین وافقهم

یارب، یارب که بهائی را

آن عمر تباه ریائی را

خطی ز صداقت ایشان ده

توفیق رفاقت ایشان ده

باشد که شود ز وفامنشان

نه اسم و نه رسم، نه نام و نشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره‌ی عشق و شوق به معشوق است. عاشقان در ویژگی‌های معشوق غرق شده‌اند و بدون زیبایی‌های او چیزی نمی‌دانند. آتش جدایی و امواج اشک آن‌ها را می‌سوزاند و غرق می‌کند. عشق آن‌ها آنقدر عمیق است که پا را از سر و سر را از پا می‌شناسند. بدون عشق معشوق، آن‌ها هیچ لذتی نمی‌برند و فقط دردها و خوشی‌ها را از او می‌دانند. در پایان، شاعر از خداوند می‌خواهد که محبت و رفاقت واقعی را به آن‌ها عطا کند، تا نام و نشانی از عشق آن‌ها باقی بماند.