نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۰ - تشبیب ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قصاید / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای بر گل سوری زده از مشک سیه خال

وز عود خط آراسته بر چینی تمثال

لعبت نبود چون تو دل‌آشوب و دل‌آوبز

آهو نبود چون تو سیه‌چشم و سیه‌خال

ای دست نکویی به بناگوش تو زان زلف

بنگاشته بی خامه بسی جیم و بسی دال

از جیم تو صد تاب و شکن بر قد عشاق

وز دال تو صد بند و گره در دل ابدال

می ده که هلال مه شوال برآمد

ای بی‌ تو قد من چو هلال مه شوال

احوال من از بوسه کن ای ترک دگرگون

زان پیشگه از باده دگرگون کنم احوال

در مسجد و محراب همی رفتم زین پیش

واکنون نروم جز به در مطرب و قوال

رفت آنکه شب و روز به هر برزن و هر کوی

زاهد رود از پیش و گروهیش به دنبال

می ده که مرا حال نمانده است کزین بیش

زاعمال شبانروز دگرگونه کنم حال

چون آتش سیال یکی باده بنه پیش

ای روی تو افروخته‌تر زآتش سیال

بردند به چین اندر تمثال تو بت روی

زآنروی پرستند به چین اندر تمثال

فالم همه نیکو بود از دیدن روبت

از دیدن روی تو نکوتر نبود فال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و به توصیف ویژگی‌های ظاهری و سحرآمیز او می‌پردازد. شاعر به معشوق خود که زنی با چهره‌ای دل‌فریب و چشمان سیاه است، می‌نگرد و او را به نمادهای زیبایی مانند گل و عود تشبیه می‌کند. بیان احساسات عاشقانه و دگرگونی‌های ناشی از عشق در زندگی شاعر مشهود است. او از باده و می‌نوشی سخن می‌گوید و تبدیل شدن به معشوق را برای خود سعادت می‌داند. شاعر از توبه و زهد نیز صحبت کرده و به این نتیجه می‌رسد که زندگی بدون معشوق معنایی ندارد و تنها به وادی عشق با معشوق می‌خواهد وارد شود. تصویرسازی‌های شاعرانه و تشبیهات زیبا به عمق احساسات و شور عاشقانه او افزوده است.