قصاید — ملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار / ملکالشعرا بهار
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ - شکوه از حسود — ز شعر قدر و بها یافتند اگر شعرا
- شمارهٔ ۵ - طوفان — سحابی قیرگون برشد ز دریا
- شمارهٔ ۷ - پاسخ به شعاعالملک — تا تاختند بیهنران در مصافها
- شمارهٔ ۲ - لابه حکیم — فریاد از این جهان و از این دنیا
- شمارهٔ ۸ - نفس انسان — ز دانایی بنالد مرد دانا
- شمارهٔ ۴ - گلستان — نوبهار آمد و شدگیتی دیگرگونا
- شمارهٔ ۶ - غوکنامه — بس کن از این مکابره ای غوک ژاژخا
- شمارهٔ ۳ - فخریه — دگر باره خیاط باد صبا
- شمارهٔ ۱۳ - دل بزه کار — از من گرفت گیتی یارم را
- شمارهٔ ۱۰ - منقبت — دی دیدم آن نگار سهی قد را
- شمارهٔ ۱۱ - نمایندگی ترشیز — دل ز جا برد سحر مرغ سحرخیز مرا
- شمارهٔ ۱۶ - در تهنیت عید قربان و مدح والی خراسان — عید قربان آمد ای جان جهان قربان تو را
- شمارهٔ ۱۵ - فتح ورشو — قیصر گرفت خطهٔ ورشو را
- شمارهٔ ۱۲ - شکوه و تفاخر — کَند از جا عاقبت سیلابِ چشمِ تر مرا
- شمارهٔ ۹ - جواب بهار — ایزدت خر خلق کرد ای کودن شاعرنما
- شمارهٔ ۱۴ - به یاد وطن (لزنیه) — مه کرد مسخر دره و کوه لزن را
- شمارهٔ ۲۰ - سرود خارکن — خوشا بهارا خوشا میا خوشا چمنا
- شمارهٔ ۱۹ - در وصف تگرگ — ز میغ اندر جهد هزمان درخشا
- شمارهٔ ۲۱ - مراسم صبحانه (یک خانواده زردشتی قدیم) — صبح دوم شد سپیده تابانا
- شمارهٔ ۱۸ - تاجگذاری — به سر بنهاد احمدشاه دیهیم کیانی را
- شمارهٔ ۲۳ - باز هم به همان مناسبت (مد شدن موی کوتاه برای زنان) — سراسر تار گیسوی سیه چیدند خانمها
- شمارهٔ ۲۲ - در منقبت امام هشتم(ع) — بگرفت شب ز چهرهٔ انجم نقابها
- شمارهٔ ۱۷ - غدیریه — ای که در هر نیکوئی آراسته یزدان تو را
- شمارهٔ ۲۴ - گواه سخنوری — آمد، چو دو نیمه برفت از شب
- شمارهٔ ۳۱ - غزل در مخالفت جمهوری ساخته شده از مسمط موشح در موافقت جمهوری — جمهوری سردار سپه مایهٔ ننگ است
- شمارهٔ ۳۰ - سرنیزه — قاعدهٔ ملک ز سر نیزه است
- شمارهٔ ۲۹ - گله از وزیر فرهنگ — وزیر فرهنگ ای جسم فضل و جان ادب
- شمارهٔ ۲۶ - غضب شاه — ماندهام در شکنج رنج و تعب
- شمارهٔ ۲۷ - در مدح حضرت ختمی مرتبت — ای آفتاب گردون تاری شو و متاب
- شمارهٔ ۳۲ - سرچشمهٔ فین — سرچشمهٔ «فین» بین که در آن آب روانست
- شمارهٔ ۲۸ - تابستان — ای آفتاب مشکو زی باغ کن شتاب
- شمارهٔ ۲۵ - ورزش روح — دو چیز افزونی دهد، بر مردم افزونطلب
- شمارهٔ ۳۹ - دست شکسته — بشکست گرم دست چه غم؟ کار درست است
- شمارهٔ ۴۰ - پاکستان — شد سیهمست بلا هشیار، تاکستان کجاست؟
- شمارهٔ ۳۵ - آواز خدا — هر حلقه که در آن زلف دوتاست
- شمارهٔ ۳۶ - تهران آفتی است — ای عجب این خلق را هر دم دگرسان حالتی است
- شمارهٔ ۳۴ - در وصف آیتالله صدر — رسول گفت گرت دیدن خدای هواست
- شمارهٔ ۳۸ - ره راست — تا شدم خویگر به رفتن راست
- شمارهٔ ۳۷ - فردوسی — سخن بزرگ شود، چون درست باشد و راست
- شمارهٔ ۳۳ - در منقبت مولای متقیان — دل من خواهی ای ترک و ندانی که خطاست
- شمارهٔ ۴۴ - مرغ خموش — یک مرغ سر به زیر پر اندر کشیده است
- شمارهٔ ۴۳ - غم — گویی علامت بشر اندر جهان، غم است
- شمارهٔ ۴۵ - که ورزندگی مایهٔ زندگی است — تن زنده والا به ورزندگی است
- شمارهٔ ۴۷ - یکی هست و دو تا نیست — گویند حکیمان که پس ازمرگ، بقا نیست
- شمارهٔ ۴۸ - پردهٔ سینما — غم مخور ای دل که جهان را قرار نیست
- شمارهٔ ۴۲ - حب الوطن — هر کرا مهر وطن در دل نباشد کافر است
- شمارهٔ ۴۶ - منقبت سیدالشهداء (ع) — «دل آن ترک نه اندر خور سیمینبر اوست
- شمارهٔ ۴۱ - دیروز و امروز — امروز روز عزت دیهیم و افسر است
- شمارهٔ ۵۴ - نوش جانت — ای محمدخان به دژبانی فتادی، نوش جانت
- شمارهٔ ۵۶ - جهل عوام — این عامیان که در نظر ما مصورند
- شمارهٔ ۵۳ - انگشتری — تا لب جانان ز تنگی شکل انگشتر گرفت
- شمارهٔ ۵۱ - هشدر به اروپا — در مسیل مسکنت خفتیم و چندی برگذشت
- شمارهٔ ۴۹ - جمال طبیعت — جهان جز که نقش جهاندار نیست
- شمارهٔ ۵۰ - یا مرگ یا تجدد — هرکو در اضطراب وطن نیست
- شمارهٔ ۵۵ - پیام شاعر — طبع بلند مرا کیست که فرمان برد
- شمارهٔ ۵۲ - ضیمران — ضیمرانی در بن بید معلق جا گرفت
- شمارهٔ ۶۴ - ابر و باد — بود مر ابر را اندر کمین باد
- شمارهٔ ۶۱ - به شکرانه توشیح قانون اساسی — بگذشت اردیبهشت و آمد خرداد
- شمارهٔ ۶۲ - تغزل — دلم از عشق آن بت نوشاد
- شمارهٔ ۶۰ - عدل و داد — باد خراسان همیشه خرم و آباد
- شمارهٔ ۶۳ - مجسمهٔ فردوسی — مهرگان آمد به آیینِ فریدون و قُباد
- شمارهٔ ۵۹ - نوید پیک — اگرکه پشت من از بار حادثات خمید
- شمارهٔ ۵۷ - نفثة المصدور — فریاد ازین بئسالمقر وین برزن پر دیو و دد
- شمارهٔ ۵۸ - در صفت شب و منقبت علی (ع) — شب برکشید رایت اسود
- شمارهٔ ۶۹ - بهار اگر بگذارد! — صبر کنم انتظار اگر بگذارد
- شمارهٔ ۶۸ - عاقل — عاقل آن نیست که فضلی وکمالی دارد
- شمارهٔ ۶۵ - محشر خر — محشر خرگشت طهران، محشر خر زندهباد
- شمارهٔ ۶۶ - دختر گدا — گویند سیم و زر به گدایان خدا نداد
- شمارهٔ ۷۱ - چه باید کرد؟ — ترک ملک عجم ببایدکرد
- شمارهٔ ۶۷ - عرض لشکر — امیر مشرق امروز عرض لشکرکرد
- شمارهٔ ۷۰ - صفحهای از تاریخ — ظلمی که انگلیس در این خاک و آب کرد
- شمارهٔ ۷۲ - جواب قصیدهٔ ادیبالممالک (در حادثه شکستن دست بهار)هم — شکست دستی کز خامه بینگار آورد
- شمارهٔ ۷۷ - بهار در اسفند — امسال شگفتی به کار آمد
- شمارهٔ ۸۰ - لغز — چیست آن گوهر که درد خسته درمان میکند؟
- شمارهٔ ۷۳ - — ز رنج دستم گر آسمان نزار آورد
- شمارهٔ ۷۶ - وداع — به روی روز چو از خون اثر پدید آمد
- شمارهٔ ۷۸ - ای هوار محمد! — دارد سرهنگ شهریار محمد
- شمارهٔ ۷۵ - یک صفحه از تاریخ — جرم خورشید چوازحوت به برج بره شد
- شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم — ای دیو سپید پای در بند
- شمارهٔ ۷۴ - زن شعر خداست — خانم آن نیست که جانانه و دلبر باشد
- شمارهٔ ۸۳ - خیال خام — کسان که شور به ترک سلاح عام کنند
- شمارهٔ ۸۶ - شهربند مهر و وفا — در شهربند مهر و وفا دلبری نماند
- شمارهٔ ۸۵ - هند و ایران — هند و ایران برادران همند
- شمارهٔ ۸۱ - نکوهش چرخ (راستگوی شادزی) — ویحک ای افراشته چرخ بلند
- شمارهٔ ۸۴ - در وصف نوروز — بهار آمد و رفت ماه سپند
- شمارهٔ ۸۸ - یک شب شوم! — شب چو دیوان به حصار فلکی راه زدند
- شمارهٔ ۸۲ - آمال شاعر — فروردین آمد، سپس بهمن و اسفند
- شمارهٔ ۸۷ - مسجد سلیمان — حقپرستان سلف، کاری نمایان کردهاند
- شمارهٔ ۹۵ - بهاریه — رسید موکب نوروز و چشمفتنه غنود
- شمارهٔ ۹۳ - هفت شین — شد وقت آنکه مرغ سحر نغمه سر کند
- شمارهٔ ۹۴ - در محرم — در مُحَرَّم اهلِ ری خود را دگرگون میکنند
- شمارهٔ ۹۲ - غدیر خم — گر نظر در آینه یکره بر آن منظر کند
- شمارهٔ ۹۰ - کیک نامه — چون اختران پلاس سیه بر سر آورند
- شمارهٔ ۹۱ - گناه آدم و حوا — صبح چون شاه فلک بر تختگه مأوی کند
- شمارهٔ ۹۶ - سپید رود — هنگام فرودین که رساند ز ما درود
- شمارهٔ ۸۹ - صیقل عشق — گلعذاران جهان بسیارند
- شمارهٔ ۱۰۴ - در ذم می — خرد را عجب آید از این نبید
- شمارهٔ ۱۰۱ - تغزل — دادهام دل تا مرا یک بوسه آن دلبر دهد
- شمارهٔ ۱۰۳ - در رثاء پدر — شمسهٔ ملک سخن را تا افول آمد پدید
- شمارهٔ ۱۰۰ - نسبنامهٔ بهار — قطعهای قلم پرتو بیضایی بود
- شمارهٔ ۹۷ - مرگ پدر — به کام من بر یک چند گشت گیهان بود
- شمارهٔ ۱۰۲ - پیام ایران — به هوش باشکه ایران تو را پیام دهد
- شمارهٔ ۹۸ - حبسیه — پانزده روز است تا جایم در این زندان بود
- شمارهٔ ۹۹ - سرگذشت شاعر — یاد باد آن عهد کم بندی به پای اندر نبود
- شمارهٔ ۱۰۸ - پیشگویی — بهارا بهل تا گیاهی برآید
- شمارهٔ ۱۰۹ - به چه کارید؟ — ای معشر خودخواه منافق به چه کارید؟
- شمارهٔ ۱۰۷ - راه عمل — نخلی که قد افراشت به پستی نگراید
- شمارهٔ ۱۱۰ - پاسخ فرخ — شکر خداکه دوره غربت بسر رسید
- شمارهٔ ۱۱۲ - بهاریه — بگریست ابر تیره به دشت اندر
- شمارهٔ ۱۰۵ - پند پدر — نوروز و اورمزد و مه فرودین رسید
- شمارهٔ ۱۰۶ - شب و شراب — شب خرگه سیه زد و در وی بیارمید
- شمارهٔ ۱۱۱ - عدل مظفر — کشور ایران ز عدل شاه مظفر
- شمارهٔ ۱۱۳ - روزه گشای — شاد شد دوش ز دیدار من آن ترک پسر
- شمارهٔ ۱۱۴ - بهاریه — مرا داد گل پیشرس خبر
- شمارهٔ ۱۱۵ - بوسهٔ عید — به هوس بردم سی روز مه روزه بسر
- شمارهٔ ۱۱۷ - در واقعهٔ بمباران آستانهٔ حضرت رضا (ع) — بوی خون ای باد از طوس سوی یثرب بر
- شمارهٔ ۱۱۹ - هیجا ن روح — ای خامه دوتا شو و به خط مگذر
- شمارهٔ ۱۲۰ - خانواده — دادم دو پسر خدای و سه دختر
- شمارهٔ ۱۱۸ - سفر نامه — بهشهر ری شدم از دشت خاور
- شمارهٔ ۱۱۶ - فتح الفتوح — مکن حدیث سکندر که اندرین کشور
- شمارهٔ ۱۲۵ - لغز — چیست آن سرو نارسیده به بار
- شمارهٔ ۱۲۶ - تغزل و بهاریه — گشاده روی بهار، ای گشاده روی بهار
- شمارهٔ ۱۲۷ - مرگ تزار — خمش مباش کنون کامد ای بهار، بهار
- شمارهٔ ۱۲۸ - لاله زار — چون پای خرد خرد نهادی به لالهزار
- شمارهٔ ۱۲۴ - در منقبت حضرت فاطمهزهرا علیهاسلام — ای زده زنار بر، ز مشک به رخسار
- شمارهٔ ۱۲۱ - چیستان — چیست آن جنبدهٔ والاگهر
- شمارهٔ ۱۲۳ - کناره گیری از وزارت و شکایت از دوست — حدیث عهد و وفا شد فسانه درکشور
- شمارهٔ ۱۲۲ - هدیه باکو — روز آدینه ببستیم ز ری رخت سفر
- شمارهٔ ۱۳۲ - تجدید مطلع (در توصیف مازندران) — خوشست اکنون اگر جویی به آبسکون گذار اندر
- شمارهٔ ۱۳۶ - تغزل — بوستان بشکفت و بلبل برکشید از دل صفیر
- شمارهٔ ۱۳۰ - بیخبر — ایخوش آنساعت کهآید پیک جانان بیخبر
- شمارهٔ ۱۳۴ - در وصف انگور — انگور شد آبستن هان ای بچهٔ حور
- شمارهٔ ۱۳۳ - تغزل — سنبل داری به گوشهٔ چمن اندر
- شمارهٔ ۱۳۱ - پائیز و زمستان — روان شد لشگر آبان به طرف جوببار اندر
- شمارهٔ ۱۲۹ - در وصف آتلیه نقاشی اسعد — حبذا از این نگارستان پر نقش و نگار
- شمارهٔ ۱۳۵ - مجلس چهاردهم — به بهارستان افتاد مرا دوش عبور
- شمارهٔ ۱۳۸ - بهاریه و تشبیب — نگر به زلف و بنا گوش آن بت کشمیر
- شمارهٔ ۱۴۰ - خیانت — آن را که نگون است رایتش
- شمارهٔ ۱۴۱ - تغزل — بربوده دلم چشم پر فنش
- شمارهٔ ۱۳۷ - تغزل و تشبیب — باد بیاورد بوی مشک به شبگیر
- شمارهٔ ۱۴۳ - بیدار شو! — ای خفته درین خاکدان رباط
- شمارهٔ ۱۴۲ - به یکی از دوستان — ای شوکت ای شکسته دل دوستان خویش
- شمارهٔ ۱۳۹ - شکواییه — شریر، قاضی و رهزن، امین و دزد، عسس!
- شمارهٔ ۱۴۴ - در منقبت حضرت امام جعفر صادق(ع) — باز به پا کرد نوبهار سرادق
- شمارهٔ ۱۵۲ - پایتخت گل — در پایتخت ما بگشادند بخت گِل
- شمارهٔ ۱۵۰ - تشبیب — ای بر گل سوری زده از مشک سیه خال
- شمارهٔ ۱۴۵ - ای ملک — ملک ایران سر بسر در انقلاب است ای ملک
- شمارهٔ ۱۴۷ - صفت هلال و اسب — چون غرهٔ افق ز شفق شد شقیق رنگ
- شمارهٔ ۱۴۸ - بلای گل — افتادهایم سخت به دام بلای گل
- شمارهٔ ۱۴۶ - رزمنامه — می فروهل زکفای ترک و به یکسو نه چنگ
- شمارهٔ ۱۵۱ - پیام به انگلستان — یکره از ری سوی لندن گذر ای پیک شمال
- شمارهٔ ۱۴۹ - صدارت اتابک اعظم — آن اختری که کرد نهان چندگه جمال
- شمارهٔ ۱۵۷ - تغزل — جلوهگر شد شب دوشین چو مه عید صیام
- شمارهٔ ۱۶۰ - پیام به آشنا — پیامی ز مژگان تر میفرستم
- شمارهٔ ۱۵۹ - گروه لئام — افتادهایم سخت به دام
- شمارهٔ ۱۵۳ - دار مجازات — همی چه گویی چندین چراست قالاقیل
- شمارهٔ ۱۵۸ - تشبیب و بهاریه — رسید گاه بهار و گه سماع و مدام
- شمارهٔ ۱۵۵ - وثوق و لقمان — نهادم ز بهر عیادت قدم
- شمارهٔ ۱۵۴ - هرج و مرج — بزم طرب ساز و کن فراز در غم
- شمارهٔ ۱۵۶ - خزانیه — پاییز به رغم نیّر اعظم
- شمارهٔ ۱۶۶ - شکوه از بخت — غم زمانه به سختی گرفته دامانم
- شمارهٔ ۱۶۸ - گو نکنم — دل من، شرح غم یار مکن گو نکنم
- شمارهٔ ۱۶۲ - من کیستم — ز بس در زمانه خمش زیستم
- شمارهٔ ۱۶۷ - بث الشکوی — تا بر زبر ری است جولانم
- شمارهٔ ۱۶۳ - تأسف برگذشته — ز دلبر بوسهای تاوان گرفتم
- شمارهٔ ۱۶۴ - گلۀ دوستانه — تَمُرتاشا ز بیمهریت زارم
- شمارهٔ ۱۶۵ - آرمان شاعر — برخیزم و زندگی ز سر گیرم
- شمارهٔ ۱۶۱ - رستمنامه — شنیدهام که یلی بود پهلوان رستم
- شمارهٔ ۱۷۳ - سرود شاعر — ما فقیران که روز در تعبیم
- شمارهٔ ۱۷۵ - ای حکیم — نوبهار و رسم او ناپایدار است ای حکیم
- شمارهٔ ۱۷۲ - مولودیه و منقبت — زهی به کعبه، شرافتفزای رکن و حطیم
- شمارهٔ ۱۷۱ - تغزل — زلفت از مشگ، خط آراید بر صفحهٔ سیم
- شمارهٔ ۱۶۹ - فتنههای آشکار — فتنهها آشکار میبینم
- شمارهٔ ۱۷۶ - سرود مدرسه — ما همه کودکان ایرانیم
- شمارهٔ ۱۷۰ - شب پائیز — روز بگذشت و شب تیره بگستردادیم
- شمارهٔ ۱۷۴ - مطایبه و انتقاد — یاد روزی کز برای دخل میدان ساختیم
- شمارهٔ ۱۸۲ - فوج آهن — چون بدرید صبح پیراهن
- شمارهٔ ۱۷۷ - آیین نو — بیا تا جهان را بهم برزنیم
- شمارهٔ ۱۷۸ - تغزل — جوشن پوشی ز مشک بر مه روشن
- شمارهٔ ۱۸۰ - تغزل — ای حلقهٔ زلف تو پر شکن
- شمارهٔ ۱۸۳ - بوسه — تو هم امروز بده بوسه به من
- شمارهٔ ۱۷۹ - تغزل و منقبت — ای بهروی و بهموی، لاله و سوسن
- شمارهٔ ۱۸۱ - خورشید — الا یا قیرگون گوهر درون بسّدین خرمن
- شمارهٔ ۱۸۴ - از زندان شاه — یاد ندارد کس از مُلوک و سَلاطین
- شمارهٔ ۱۸۹ - اندرز به حاکم قوچان — خرم و آباد باد مرز خبوشان
- شمارهٔ ۱۹۰ - تغزل — گه فریضهٔ شام آن چراغ ترکستان
- شمارهٔ ۱۹۲ - دین و دولت — مژده که بگرفت جای از بر تخت کیان
- شمارهٔ ۱۸۶ - بهار اصفهان — نوبهار است و بود پرگل و شاداب چمن
- شمارهٔ ۱۸۷ - پاسخ به کاظم پزشکی — ای پزشکی خطت رسید به من
- شمارهٔ ۱۸۵ - فتح دهلی — دو چیز است شایسته نزدیک من
- شمارهٔ ۱۸۸ - پیری — زد پنجه وپنج پنجهام برتن
- شمارهٔ ۱۹۱ - لوح عبرت — کبر و سرکشی تا چند ای سلالهٔ انسان
- شمارهٔ ۱۹۶ - زیان تازیان — روزی رسد که آید پیکی ز هندوان
- شمارهٔ ۱۹۹ - به یکی از معاندین — ای کسروی ای سفیه نادان
- شمارهٔ ۱۹۷ - نالهٔ بهار در زندان — دردا که دور کرد مرا چرخ بیامان
- شمارهٔ ۱۹۸ - پیام به یاران تهران — ای صبا رو به جانب تهران
- شمارهٔ ۱۹۵ - دندان طمع — دندان طمع کن که شود درد تو درمان
- شمارهٔ ۱۹۴ - سردسیر درکه — چون اوج گرفت مهر از سرطان
- شمارهٔ ۱۹۳ - جزر و مد سعادت — خواندیم در دفاتر و کردیم امتحان
- شمارهٔ ۲۰۰ - یادگار بهار به پاکستان — همیشه لطف خدا باد یار پاکستان
- شمارهٔ ۲۰۴ - شه نادان — زین شَهِ نادان، امیدِ مُلکرانی داشتن
- شمارهٔ ۲۰۱ - علی جان — نامهات آورد اسکدار علی جان
- شمارهٔ ۲۰۷ - دریغ من! — آتش کید آسمان سوخت تنم، دریغ من
- شمارهٔ ۲۰۲ - صفاهان — ای رخ میمونت آفتاب صفاهان
- شمارهٔ ۲۰۶ - ای زن — جوانبخت و جهانآرایی ای زن
- شمارهٔ ۲۰۸ - فقر و فنا — بر تختگاه تجرد سلطان نامورم من
- شمارهٔ ۲۰۳ - تجرید و منقبت — دل ز دل بردار اگر بایست دلبر داشتن
- شمارهٔ ۲۰۵ - تغزل درمنقبت ولی عصر حجة بن الحسن (ع) — خیز وطعنه برمه و پروین زن
- شمارهٔ ۲۱۰ - آسمان پیما — چون به پشت آسمانپیما برآمد پای من
- شمارهٔ ۲۰۹ - ای وطن من — ای خطّهٔ ایران مهین، ای وطن من
- شمارهٔ ۲۱۱ - رود کارون — خوشا فصل بهار و رود کارون
- شمارهٔ ۲۱۳ - ماجرای واگون — هوشم ز سر پریده از ماجرای واگون
- شمارهٔ ۲۱۴ - خدعهٔ حسود — حاسدم دست خدیعت برکشید از آستین
- شمارهٔ ۲۱۵ - شیراز — شد پارس یکی حلقهٔ گزین
- شمارهٔ ۲۱۲ -بیزاری از حیات — مرا دلی است ز دست زمانه غرقه به خون
- شمارهٔ ۲۱۶ - آفرین فردوسی — آنچه کورش کرد و دارا و آنچه زردشت مهین
- شمارهٔ ۲۱۸ - تشبیب — در باغ تولیت دوش بودم روان به هرسو
- شمارهٔ ۲۱۷ - درود به پوشکین — درود بر تو و فضل و کمالت ای پوشکین
- شمارهٔ ۲۲۱ - فغان از این جهان — فغان از این جهان و ابتلای او
- شمارهٔ ۲۱۹ - جهنم — ترسم من از جهنم و آتشفشان او
- شمارهٔ ۲۲۰ - در حال تب — مغز من اقلیم دانش، فکرتم بیدای او
- شمارهٔ ۲۲۳ - تنازع بقا — زندگی جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو
- شمارهٔ ۲۲۲ - جغد جنگ — فغان ز جغد جنگ و مرغوای او
- شمارهٔ ۲۲۴ - دماوندیه اول — ای کوه سپیدسر، درخشان شو
- شمارهٔ ۲۳۰ - خزینۀ حمام — افتاد به حمام، رهم سوی خزینه
- شمارهٔ ۲۳۱ - گرسنه — شاها تا کی بود بهار گرسنه
- شمارهٔ ۲۲۵ - در مدح مظفرالدین شاه — ایا نسیم صبا ای برید کار آگاه
- شمارهٔ ۲۳۲ - ای مشارالسلطنه — نعمت دنیا سرابست ای مشارالسلطنه
- شمارهٔ ۲۲۸ - تغزل — منصور باد لشکر آن چشم کینهخواه
- شمارهٔ ۲۲۹ - اختر حقیقت — خورشید برکشید سر از بارهٔ بره
- شمارهٔ ۲۲۶ - ماجرای زمستان — دوش چون برشد آن درفش سیاه
- شمارهٔ ۲۲۷ - بقایی و شعله — گسترد بهار زمردین حلّه
- شمارهٔ ۲۳۴ - تهران قبل از کودتا — ای مردم دلخون وطن، دغدغه تا کی
- شمارهٔ ۲۳۶ - ذم ری — اجل پیام فرستاد سوی کشور ری
- شمارهٔ ۲۴۰ - شجاعت ادبی — مردن اندر شجاعت ادبی
- شمارهٔ ۲۳۳ - حریق آمل — خاکِ آمل شده در زیرِ پیِ آتش، طی
- شمارهٔ ۲۳۸ - سکوت شب — آشفت روز بر من، از این رنج جان گزای
- شمارهٔ ۲۳۹ - چگونهای؟! — هان ای فراخ عرصهٔ تهران چگونهای
- شمارهٔ ۲۳۷ - به یکی از وکلای مجلس — ای سید عراقی شغلی دگر نداری
- شمارهٔ ۲۳۵ - بهشت و دوزخ — خوش گفت این حدیث که شرطست کآدمی
- شمارهٔ ۲۴۷ - خزان — مگر میکند بوستان زرگری
- شمارهٔ ۲۴۱ - زبان حال موسولینی دیکتاتور ایتالیا، قبل از فتح حبشه — در طوف حبش دیدم دی موسولینی میگفت
- شمارهٔ ۲۴۲ - صدر اصفهان — گر که صدر اندر اصفهان نبدی
- شمارهٔ ۲۴۳ - قهر و آشتی — ای ماه دو هفته یاد ما کردی
- شمارهٔ ۲۴۸ - گیهان اعظم — با مه نو زهره تابان شد ز چرخ چنبری
- شمارهٔ ۲۴۵ - تغزل — پیمانشکن نگار من آن ترک لشکری
- شمارهٔ ۲۴۶ - تغزل — بتا اگرچه به صورت تو زادهٔ بشری
- شمارهٔ ۲۴۴ - پیام به وزیر خارجه انگلستان — سوی لندن گذر ای پاک نسیم سحری
- شمارهٔ ۲۵۲ - تغزل — ز عشق خوبروبان حصاری
- شمارهٔ ۲۵۶ - چه داری؟ — ای خواجه به جز سیم و زر چه داری؟
- شمارهٔ ۲۴۹ - شاعری در زندان — آنچه در دورهٔ ناصری
- شمارهٔ ۲۵۵ - خبر نداری — ای ثابتی از من خبر نداری
- شمارهٔ ۲۵۳ - انقراض قاجاریه — بدرود گفت دولت قاجاری
- شمارهٔ ۲۵۱ - کل الصیدفی جوفالفرا — چار تن در یک زمان جستند در دوران سری
- شمارهٔ ۲۵۴ - نثار به پیشاهنگان — ای قد تو چون سرو جویباری
- شمارهٔ ۲۵۰ - شکایت — پشت مرا کرد ز غم چنبری
- شمارهٔ ۲۶۰ - همسایهٔ مزاحم — ثانی شمر لعین حسین خزاعی
- شمارهٔ ۲۵۹ - به یکی از روزنامه نویسان هتاک — ابلها زان خط که هر روزش به دفتر می کشی
- شمارهٔ ۲۵۷ - عشق و فخر — تا به چند اندر پی عشق مجازی؟
- شمارهٔ ۲۶۴ - هوس شاعر — گر به کوه اندر پلنگی بودمی
- شمارهٔ ۲۵۸ - در هجو سید احمد کسروی — کسروی تا راند درکشور سمند پارسی
- شمارهٔ ۲۶۲ - به یاد صحبت اخوان و اطاق آفتاب روی تهران — روزگار آشفتگی دارد بسر، کو همدمی
- شمارهٔ ۲۶۳ - خواطر و آراء — ز تقوی عمر ضایع شد، خوشا مستی و خودکامی
- شمارهٔ ۲۶۱ - غائلهٔ گیلان — شد به اقبال شهنشه ختم کار جنگلی
- شمارهٔ ۲۷۱ - تهرانی — دمادم در پی عیش و تناسانی است تهرانی
- شمارهٔ ۲۷۲ - آزرم — ای برادر، تا توانی گیر با آزرم خوی
- شمارهٔ ۲۶۵ - دامنه البرز — باد صبح ازکوهسار آید همی
- شمارهٔ ۲۶۷ - خصم خرد — مخور تا توانی می اندر جوانی
- شمارهٔ ۲۶۹ - گلچین جهانبانی — قبلهٔ ادب و عشقست گلچین جهانبانی
- شمارهٔ ۲۷۰ - تاریخچه انقلاب مشروطه — دریغا که بگذشت عهد جوانی
- شمارهٔ ۲۶۸ - شمار گیتی — جهانا چه مطبوع و خرم جهانی
- شمارهٔ ۲۶۶ - دل شکسته — بدرود گفت فر جوانی
- شمارهٔ ۲۷۳ - به شکرانهٔ بازوی قوی — برخیز ساقیا بده آن جام خسروی
- شمارهٔ ۲۷۵ - به مناسبت پیوند مصر و ایران — ای لطف خوشت صیقل آیینهٔ شاهی
- شمارهٔ ۲۷۶ - راز طبیعت — دوش در تیرس عزلت جانفرسایی
- شمارهٔ ۲۷۴ - نفرین به انگلستان — انگلیسا در جهان بیچاره و رسوا شوی