نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۸ - تشبیب و بهاریه ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

رسید گاه بهار و گه سماع و مدام

کجایی ای صنم سرو قد سیم اندام

بنفشه با سر زلف خمیده گشت پدید

کجایی ای سر زلف تو را بنفشه غلام

به‌پای خیز که‌ هنگام رامش است و نشاط

نشاط باید کردن‌، بلی در این هنگام

چمن گرفته ز فرخنده نوبهار، طراز

جهان گرفته ز اردیبهشت ماه‌، نظام

رسیده موکب اردیبهشت ماه و شدست

چمن بهشت مثال و دمن بهشت مقام

ز ژاله برطرف دشت صدهزاران جوی

ز لاله برطرف باغ صدهزاران جام

چرند بر ز بر لاله آهوان به کناس

چمند بر زبر سبزه ضیغمان به کنام

چنان گراید بر سیر بوستان‌، دل خلق

که سوی باغ گراید که نماز، امام

چو زاهدیست نهان گشته در شعار سپید

درخت بادام اندر شکوفهٔ بادام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و شگفتی بهار اشاره دارد و از زیبایی‌های طبیعت در این فصل صحبت می‌کند. شاعر از معشوق خود (صنم) می‌پرسد که کجاست و به غنا و شادی هنگامه بهار فراخوانی می‌کند. همچنین به زیبایی گل‌ها و درختان در این فصل اشاره شده و فضای سرسبز و آرامش‌بخش بهار توصیف شده است. در نهایت، شاعر با تأکید بر نشاط و شادی به استقبال این فصل دل‌انگیز می‌رود.