نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۹ - اندرز به حاکم قوچان ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قصاید / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

خرم و آباد باد مرز خبوشان

هیچ دلی از ستم مباد خروشان

گرچه خبوشانیان خروشان بودند

بینی زین پس خموش اهل خبوشان

مردی باید ستوده‌خوی کزین پس

برنخروشند این گروه خموشان

تا نخروشند این گروه بباید

آنچه پسندد به خود، پسندد به ایشان

جمع کندشان ز مردمی به‌بر خوبش

کاینان را حال بوده سخت پریشان

اهل خراسان و جز خراسان دانند

جمله که چونست حال مردم قوچان

ظلمی زبن پیش رفته است بر آنها

او کند آن ظلم را ازین پس جبران

ملک بیاراید و به عدل گراید

تا شود آباد آنچه زو شده ویران

بندد پای از عدوی خانگی آنگاه

گیرد دست از یتیم بی‌سر و سامان

کاری کاسان بود نگیرد دشوار

تا بس دشوار کار، گردد آسان

زینسان باید ستوده مرد هنرمند

آری مرد است آنکه باشد زینسان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره اهمیت عدالت و اصلاح اوضاع مردم است، به ویژه مردم منطقه خبوشان. شاعر اشاره می‌کند که برای برقراری آرامش و آبادانی، باید ظلم‌ها جبران شود و مردم از ستم در بیایند. او از مردانی ستایش می‌کند که توانایی تغییر شرایط سخت و دشوار را دارند و بر لزوم برخورد با مشکلات و حمایت از یتیمان و نیازمندان تأکید می‌کند. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که مردان واقعی کسانی هستند که به جای خشونت و ستم، به عدالت و رفاه مردم می‌پردازند.