نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۷ - خزان ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قصاید / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

مگر می‌کند بوستان زرگری

که دارد به دامان زر جعفری

به کان‌ اندر، آن مایه‌ زر توده ‌نیست

که باشد درین دکهٔ زرگری

به باغ این‌چنین گفت باد صبا

که چونی بدین مایه حیلت وری

به ده ماه از این پیش دیدمت من

تهی دست و خسته تن از لاغری

وز آن پس به‌د‌و ماه دیدمت باز

به تن جامهٔ چینی و ششتری

به سه ماه از آن پس شدی بارور

شکم کرده فربه ز بار آوری

به دیدار نو بینم اکنون تو را

طرازیده بر تن قبای زری

همانا که توگنج زر یافتی

که کردی بدین گونه زرگستری

به کاه جوانی همی داشتی

به طنازی آئین لعبت گری

کنون گشته‌ای سخت‌پیر وحریص

همی خواسته‌، نیزگردآوری

دگرباره دختر شوی ای عجب

عجوزه ندیدم بدین دختری

چمن زرفروش است و زاغ سیاه

شده زر او را به‌جان مشتری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف دگرگونی‌های فردی و اجتماعی می‌پردازد. گوینده به باغی تشبیه می‌کند که در آن زر و زری دیده می‌شود، و به باد صبا که نماد تغییر و مرور زمان است، می‌گوید چطور چنین حیله‌گری به وجود آمد. او به فردی اشاره می‌کند که در گذشته تهی‌دست و خسته بوده و حالا پس از گذشت مدتی دچار تغییرات ظاهری شده و نزد دیگران ظاهر فریبنده‌ای پیدا کرده است. در انتها، به تناقضاتی که در انسان‌ها وجود دارد اشاره می‌کند؛ همچون پیری و حریص شدن برای جمع‌آوری ثروت، و تماشای دختری در سنین بالا که دائما به دنبال زیبایی و جوانی است. به طور کلی شعر به بررسی تغییرات ظاهری و باطنی انسان‌ها و تظاهر در جامعه می‌پردازد.