نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱ - هشدر به اروپا ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در مسیل مسکنت خفتیم و چندی برگذشت

سر ز جا برداشتیم اکنون که آب از سرگذشت

موسم فرهنگ ویار و قوت بازو رسید

نوبت اورنگ و طوق و یاره و افسر گذشت

جز به بازوی توانا و دل دانا، دگر

کی توان هرگز ازین غرقاب پهناورگذشت

بر تو ای دارای منعم زین فقیران بگذرد

آنچه بر دارایی دارا ز اسکندرگذشت

بگذرد بر خانمان خان‌ و مان و لُرد و مُرد

شعله‌ای کز قیصر و از خانهٔ قیصر گذشت

بگذرد زین آهنین صرصر برین عاد و ثمود

آنچه بر عاد و ثمود از آتشین صرصر گذشت

آه سخت کارگر در دخمهٔ محنت کشی

منفجر شد دود شد وز روزن کیفر گذشت

زیر سنگ آسیای ظلم یک‌ چند آسیا

ماند و اینک آسمان بر محور دیگر گذشت

اتحاد آسیایی شد مدار آسیا

آسیابانا نبایستت ازین محور گذشت

آسیا جنبش کند و ین خواب سنگین بگلسد

تا ز نو بازآید آن آبی کزین معبر گذشت

جنبش پیرایهٔ احمر کند اکنون درست

بر اروپا آنچه از سهم نبی الاصفر گذشت

ای نژاد آسمانی وی نبیرهٔ آفتاب

ترک رامش کن که جور مغرب از حد در گذشت

شد اروپا دایه و مام تو را پستان برید

بایدت زین دایهٔ مشفق‌تر از مادر گذشت

ای اروپا آسیا را نوبت دیگر رسید

وآسیابان را ز بیدادت به دل خنجر گذشت

ای عروسک‌ ساز و خرسگ ‌باز بس کاین طفل را

موسم مکتب رسید و نوبت تسخر گذشت

ای کهن نرٌاد حیلت گر میفکن کعبتین

داو بر چین کاین تکاور مهره از ششدر گذشت

لشگر ژاپون گذشت اکنون ز منچوری به چین

تا بگردانی کلاه از برم و چالندر گذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تغییرات و تحولات اجتماعی و فرهنگی می‌پردازد. شاعر از گذشت زمان و شرایطی که انسان‌ها با آن مواجه هستند سخن می‌گوید. او به وضعیت فقر و سختی‌های زندگی اشاره می‌کند و بر لزوم قدرت اراده و دانش برای عبور از چالش‌ها تأکید می‌کند. همچنین به تحولات تاریخی، از جمله ورود اقوام و ملت‌ها به عرصه‌های جدید، و جدال میان قدرت‌ها اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به آینده و نیاز به هشیاری و اقدام در برابر شرایط جدید می‌اندیشد و می‌گوید که آسیا و اروپا هر دو باید برای پیشرفت تلاش کنند و از خواب غفلت بیدار شوند.