نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ - جهل عوام ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

این عامیان که در نظر ما مصورند

هر روز دام کینه به ما بر بگسترند

ما پاسدار دین و کتاب پیمبریم

وینان عدوی دین و کتاب پیمبرند

دین نیست اینکه بینی در دست این گروه

کاین مفسده ‌است و این ‌دنیان مفسدت‌گرند

وین رسم پاک نیست که دارند این عوام

کاین‌ بدعت ‌است و این ‌سفها بدعت‌آورند

از ایزد و نبی نشناسند جز دو حرف

کاینان اسیر گفته ی بابند و مادرند

گویی چرا یکی است‌ خدا، یا رسول کیست

اینان ز مادر و ز پدر حجت آورند

افلاک در نبشته کمال پیمبری

وینان به کارنامه ی شق‌القمر درند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به انتقاد از افرادی می‌پردازد که به ظاهر مذهبی و پیرو دین هستند، اما در واقع تنها به دنبال جدل و کینه‌ورزی هستند. شاعر خود را پاسدار دین و قرآن معرفی می‌کند و بر این باور است که این افراد به دین و پیامبر آسیب می‌زنند. او بیان می‌کند که دین واقعی را نمی‌توان در دست این عوام دینی دانست، چرا که آنها تنها به بدعت‌ها و افکار سطحی امکان‌پذیر در دین وابسته‌اند. شاعر از ساده‌اندیشی و عدم درک عمیق این افراد نسبت به مفهوم خدا و پیامبر انتقاد می‌کند و تأکید دارد که آنها از اصل دین بی‌خبرند و تنها اسیر تفکرات سطحی خود هستند.