نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بسوختیم زبیداد چرخ و خواهد سوخت

کسی که علم فراموش کرد و جهل آموخت

بگو به سایهٔ دیوار دیگران خسبد

کسی که خانهٔ خود را به دیگران بفروخت

وطن زکید اجانب درون آتش و ما

به سر زنیم و بنالیم از اینکه آمل سوخت

شکافتیم و دربدیم و سوختیم ز جهل

به زیب پیکر ما گر جهان قبایی دوخت

بود زخون فقیرآنکه شربتی نوشید

بود ز مال یتیم آنکه ثروتی اندوخت

درین میانه بهارا نصیب رنجبر است

به هر کجا که ز بیداد آتشی افروخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مسائل اجتماعی و ظلم و بی‌عدالتی اشاره می‌کند. او از سوختن در اثر ظلم چرخ زمان صحبت می‌کند و به کسانی که علم را فراموش کرده و به جهل رو آورده‌اند، انتقاد می‌کند. شاعر به خیانت به وطن و فروش خانه به دیگران اشاره می‌کند و از درد و رنج مردم در آتش نابرابری‌ها می‌نالد. او همچنین بر بیداد و جهل تاکید کرده و می‌گوید که رنجبران تنها کسانی هستند که در این شرایط بهاری به آن‌ها می‌رسد. در نهایت، سخن از تقاضای عدالت و تکیه بر حقایق انسانی است.