نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد

خلق را از طرّه‌ات آشفته‌تر خواهیم کرد

اول از عشق جهانسوزت مدد خواهیم خواست

پس جهانی را ز شوقت پر شرر خواهیم کرد

جان اگر باید به کوی ات نقد جان خواهیم داد

سر اگر باید به راهت ترک سر خواهیم کرد

در غم عشق تو با این ناله‌های دردناک

اختر بیدادگر را دادگر خواهیم کرد

هرکسی کام دلی آورده درکویت به‌دست

ماهم آخر در غمت خاکی به سر خواهیم کرد

تا جهانی درخور شرح غمت پیداکنیم

خویش را زین عالم فانی ‌بدر خواهیم کرد

تاکه ننشیند به دامانت غبار از خاک ما

روی گیتی را ز آب دیده تر خواهیم کرد

یا ز آه نیم شب‌، یا از دعا، یا از نگاه

هرچه باشد در دل سختت اثر خواهیم کرد

لابه‌ها خواهیم کردن تا به ما رحم آوری

ور به‌بی‌رحمی زدی فکر دگر خواهیم کرد

چون‌ بهار از جان‌ شیرین‌ دست‌ برخواهیم‌ داشت

پس سرکوی تو را پرشور و شر خواهیم کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلدادگی به معشوق است. شاعر از عشق سوزان و تأثیر عمیق آن بر زندگی خود سخن می‌گوید و به احساسات دردناک و آتشین ناشی از دوری و longing اشاره می‌کند. او آماده است هر فدایی و قربانی‌ای برای عشق معشوقش بکند، حتی اگر این به بهای جانش تمام شود. شاعر از عزم خود برای بیان غم و اندوه عشقش می‌گوید و امیدوار است که با ناله‌ها و دعاهایش تأثیری در دل معشوق بگذارد. در نهایت، او به عشقش به شدت و حرارت می‌بالد و از تمامی راه‌ها برای جلب محبت و رحم معشوق تلاش می‌کند.