نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

درغمش هرشب به گردون پیک آهم می‌رسد

صبرکن ای دل شبی آخر به ما هم می‌رسد

شام تاریک غمش راگر سحرکردم چه سود

کزپس آن نوبت روز سیاهم می‌رسد

صبرکن گر سوختی ای دل ز آزار رقیب

کاین حدیث جانگداز آخر به شاهم می‌رسد

گر گنه کردم عطا از شاه خوبان دور نیست

روزی آخر مژدهٔ عفو گناهم می‌رسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دلشکستگی و صبر در برابر مشکلات است. شاعر به دل خود می‌گوید که هرچند در غم و اندوه است، اما بایستی صبر کند، زیرا روزی به خوشی‌ها و آرامش خواهد رسید. همچنین در شعر به این نکته اشاره می‌شود که حتی اگر دلی بسوزد یا گناهی صورت گیرد، عفو و بخشش از جانب معشوق و شاه خوبان نخواهد بود. این اشعار به نوعی امید به آینده و صبر در سختی‌ها را تداعی می‌کند.