نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد

ز حسن و خوبی تو هیچ کم نخواهد شد

برون ز زلف‌ تو یک حلقه هم نخواهد رفت

کم از دهان تو یک ذره هم نخواهد شد

گرم دو بوسه دهی جان دهم به شکرانه

کرم ز خاطر اهل کرم نخواهد شد

تو پاک باش و برون آی بی‌حجاب و مترس

کسی به صید غزال حرم نخواهد شد

اگر بر آن سری ای ماهرو که روز مرا

کنی سیاه به زلفت قسم‌، نخواهد شد

گرم زنی چو قلم بند بند، این سر من

ز بندگیت جدا یک قلم نخواهد شد

رقیب گفت بهار از تو سیر شد، هیهات

به حرف مفت‌، کسی متهم نخواهد شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت‌ها شاعر به محبوب خود می‌گوید که اگر او خود را نشان دهد، زیبایی و خوبی او کم نخواهد شد و هیچ چیز از او کاسته نمی‌شود. او تأکید می‌کند که باید با آرامش و بدون ترس از قضاوت دیگران ظاهر شود و از زیبایی‌اش بهره‌مند شود. شاعر همچنین بیان می‌کند که حتی اگر محبوب به او بی‌محلی کند یا دلش را بشکند، باز هم عشق و محبتش به او تغییر نخواهد کرد. در نهایت، او به رقیب می‌گوید که به هیچ بهانه‌ای نمی‌توان محبوب را متهم کرد.