نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

گر چون ‌تو نقشی ای‌صنم ‌نقاش چین در چین کشد

عمر درازی بایدش کان زلف چین در چین کشد

گر سنبل و نسرین کشد از خط رخسار تو سر

رویت خط بیحاصلی بر سنبل و نسرین کشد

گر دل به زلفت افکنم خال تو گردد رهزنم

ور با لبت دل خوش کنم چشم تو از من کین کشد

جور تو را از عاشقان من دوست‌تر دارم به جان

آری جفای خواجه را خدمتگر دیرین کشد

گر کرده گیتی شهره‌ات ور حسن داده بهره‌ات

هم بر بیاض چهره‌ات روزی خط ترقین کشد

آن زلف بار جان کشد وین دل غم هجران کشد

تا آن کشد چونان کشد تا این کشد چونین کشد

جانا بهار از جان کشد بار غم هجر تو را

فرهاد باید تا ز جان بار غم شیرین کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و تاثیر عمیق محبوب بر دل عاشق پرداخته است. شاعر به زیبایی چهره محبوب، موی افشان و دلربایی او اشاره کرده و احساس می‌کند که چنین زیبایی باید عمر طولانی داشته باشد. او همچنین از کشش و اثرگذاری چهره محبوب بر گل‌ها و دیگر زیبایی‌ها یاد می‌کند. شاعر در دلش تضادهای عشق را حس می‌کند؛ از یک سو به زلف و لب محبوب دل بسته و از سوی دیگر رنج فراق و دوری از او را تحمل می‌کند. در نهایت، شاعر با اشاره به قدرت و ماهیت عشق، بیان می‌کند که برای تحمل غم و سختی‌های عشق به شخصیت‌های قهرمانی چون "فرهاد" نیاز است. این شعر عواطف عمیق و پیچیده عاشقانه را به زیبایی بیان می‌کند.