نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نسیم صبحدم ازکوهپایه باز آمد

درخت سرو ز شادی به اهتزاز آمد

بیاکه طرهٔ سنبل زشوق گشت پریش

بیا که دیدهٔ نرگس به راه باز آمد

به یاد حضرت زردشت جام باده بنومن

که جشن حضرت جمشید جم فراز آمد

تو ناز می کن‌ و دل‌ می‌شکاف‌ و رخ می‌تاب

که پیش ناز توام نوبت نیاز آمد

ببین که از در فرغانه می‌وزد امروز

همان نسیم که دوش از ره حجاز آمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از فصاحت و زیبایی خاصی برخوردار است و به بهار و شادابی طبیعت اشاره دارد. نسیم صبحگاهی از کوهپایه به سمت گیاهان و درختان می‌وزد و آن‌ها را شاداب و سرزنده می‌کند. شاعر به یاد جشن‌های بزرگ باستانی، همچون جشن جمشید، دعوت به خوش‌گذرانی و نوشیدن شراب می‌کند. همچنین، زیبایی و جذابیت معشوق را تحسین می‌کند و به دل‌مشغولی‌های عاشقانه اشاره می‌نماید. وجود نسیم خوشبو از فرغانه و دلبری معشوق، فضایی پر از رونق و سرزندگی را به تصویر می‌کشد.