نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خوشا بهارا خوشّا مِیا خوشا چمنا

خوشا چمیدن بر ارغوان و یاسمنا

خوشا سرود نو آیین و ساقی سرمست

که ماهِ موی‌میان است و سروِ سیم‌تنا

خوشا توانگری و عاشقی به وقت بهار

خوشا جوانی با این دو گشته مقترنا

خوشا مقارن این هر سه خاطری فارغ

ز کید حاسد بدخواه و خصم راهزنا

خوشا شراب کهن در سبوی گردآلود

که رشح باران بسترده گردش از بدنا

خوشا مسابقهٔ اسب‌های ترکمنی

کجا چریده به صحرای خاص ترکمنا

درازگردن و خوابیده‌دمّ و پهن‌سرین

فراخ‌سینه و بالابلند و نرم‌تنا

بزرگ‌سمّ و کشیده‌پی و مبارک‌‌ساق

بلندجبهه و محجوب‌چشم و خوش‌دهنا

به فصلی ایدون کز خاربن برآید گل

نواخت باید بر گل سرود خارکنا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های بهار و لذات آن اشاره می‌کند. او از جوانی، عشق، و سرور در این فصل صحبت می‌کند و به میخانه و نوشیدن شراب کهن اشاره دارد. همچنین به مسابقات اسب‌های ترکمنی و زیبایی‌های طبیعی پرداخته و از احساس شادی و آزادی در بهار می‌گوید. شعر به نوعی جشنواره‌ای از احساسات مثبت و زیبایی‌های زندگی است که در این فصل شکوفا می‌شود.