نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب

حیف از آن دیده که آمادهٔ خوابست امشب

قمرا! پرده برافکن که ز شرم رخ تو

چهرهٔ ماه فلک زیر نقابست امشب

نور روی قمر و عکس می و پرتو شمع

چهره بگشاکه شب ترک حجابست امشب

با دل سوخته پروانه به شمعی می‌‎گفت

دادن بوسه به عشاق ثوابست امشب

چون بهار انده فردا مخور و باده بخور

که همین یک‌نفس از عمر حسابست امشب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به شب و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند. او می‌گوید که امشب، چشم ساقی به باده خراب است و این شب فرصت خوبی برای لذت بردن است. اشاره می‌کند که چهره ماه در زیر پرده‌ای پنهان است و نور قمر و شمع باید جلوه‌گر شود. بوسه دادن به عاشقان در این شب ثواب دارد و شاعر مردم را به شادی و نوشیدن باده دعوت می‌کند، زیرا فردا اندوه فردا را نباید به یاد داشت و باید از لحظه‌های زندگی بهره‌برداری کرد. این شعر در واقع تأکیدی بر لذت‌های آنی زندگی و زیبایی‌های شب است.