نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز نار هجر می‌سوزم ز درد عشق می‌نالم

خدا را، ای طبیب مهربان رحمی بر احوالم

به حال و روز مشتاقان زدم بس طعنه تا امشب

ز زلفی شد سیه روزم‌، ز خالی شد تبه حالم

بسی بگذشت سال و مه به‌من در عشق تا آخر

غم هجران نصیب آمد ز دوران مه و سالم

مرا پرکنده سیل عشق‌، بنیاد شکیبایی

گواه صادق ار خواهی ببین در اشک سیالم

مرا تنها نه از امروز باید خورد خون دل

من از اول چنین بودستم و این است اقبالم

گر از دست غم دلبر گذارم در بیابان سر

خیالش با غمی دیگر چو باد آید ز دنبالم

ز دست دشمنان گویی اگر نالم‌، معاذالله

که کر نالم من مسکین ز دست دوستان نالم

نشید عشق برخواند به جای پوزش یزدان

اگر بر قبلهٔ زاهد فرو بندند تمثالم

به بام بارگاه دوست روزی بال بگشایم

اگر اندر هوای او فرو ریزد پر و بالم

خروس روستایی را چه جای همسری با من

که من شهباز دست شاهم و نیز است چنگالم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از احساسات عمیق عاشقانه و درد هجر ناشی می‌شود. شاعر از سوز و گداز دل ناشی از عشق و دوری معشوق می‌نالد و از خداوند درخواست رحمت و لطف دارد. او به حال مشتاقان اشاره می‌کند که سال‌ها غم هجر را تحمل کرده‌اند و در آتش عشق می‌سوزند. شاعر خود را در سیلاب عشق می‌بیند و از بی‌کسی و تنهایی خود شکایت می‌کند. او بیان می‌کند که این درد و رنج از ابتدا با او بوده و به نوعی سرنوشت اوست. در نهایت، شاعر به تمایز خود و مقامش در عشق اشاره می‌کند و به مقایسه خود با دیگران می‌پردازد، نشان‌دهنده‌ی احساس برتری و یکتایی خود در دنیای عشق.