شمارهٔ ۱۱ - خانهٔ آخرت ملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بنده را جایگه دو داد خدای
هم بدین، نیک بنده را بنواخت
تا بدان جایگه کشاند جان
چون ازین جای تن همی پرداخت
چون در اینجاش خانه بایستی
هم در آنجاش خانه باید ساخت
ای دربغ آن که خانه ناکرده
هم بهناگاه مرگش اندر تاخت
کرد از این خانه جای خویش تهی
وندران خانه جای خود نشناخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی مفهوم زندگی و مرگ میپردازد و میگوید خداوند به انسان فرصتی برای زندگی داده است. او از این که در این دنیا سکونت دارد و باید هم به زندگی معنوی و هم به زندگی مادی توجه کند، سخن میگوید. شاعر اشاره میکند که انسان باید قبل از مرگ، خانهای برای خود در آخرت بسازد وگرنه ناگهان مرگ او را خواهد گرفت و او را از این دنیا میبرد بدون آنکه آماده باشد. در نهایت، او به این موضوع تأکید میکند که کسی که برای زندگیاش برنامهریزی نکرده باشد، در لحظه مرگ نمیتواند جایگاه خود را بشناسد.