نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ - براثر توقیف روزنامه نوبهار ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

پادشاها همی نگویی هیچ

نامهٔ نغز نوبهار کجاست

آن که می‌داد مدح خسرو را

در همه گیتی انتشار کجاست

آن که با مهر شاه گیتی داشت

بر همه گیتی افتخار کجاست

آن که از دشمنان شاه نخواست

زر و نفروخت اعتبارکجاست

آن که درپیشگاه ملت و ملک

داشت جان از پی نثارکجاست

آن که‌در دهر زن طبیعت داشت

خوی مردان نامدار کجاست

زینهارش قضا نداد و کسی

کز قضا جسته زبنهارکجاست

تیره‌بختی به دادخواهی گفت

عدل‌سلطان کامکارکجاست

گنه او گرفت دامن من

همچو من کس گناهکار کجاست

شهریارا ستم شدست به من

رأفت شاه تاجدار کجاست

گیرم این جرم از منست آخر

عفو و اغماض شهریار کجاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان جستجوی شاعر برای الگوهای نیکو و شایسته در تاریخ و اجتماع می‌پردازد. شاعر از شخصیت‌هایی یاد می‌کند که در مدح و ستایش پادشاهان کوشیده‌اند، با وفاداری و ساحت‌داری خود شناخته شده‌اند و در برابر دشمنان ایستادگی کرده‌اند. او از ویژگی‌های مثبت انسان‌ها، از جمله فداکاری و دیانت سخن می‌گوید و می‌پرسد که این ویژگی‌ها کجا رفته‌اند. او همچنین به این موضوع اشاره می‌کند که در قبال ستمی که به او شده، خواهان رأفت و عفو از سوی پادشاه است. به طور کلی، شعر نمایانگر حسرت و دلتنگی شاعر برای وجود نیکوکاران و فضیلت‌ها در دنیای معاصر است.