نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷ - بعد از هجرت قوام ا‌لسلطنه در ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

رفت از ایران قوام‌ سلطنه زانک

پهنه کوچک بدُ و نبرد بزرگ

روی ازین ره بتافت زيرا بود

راه باريک و ره‌نورد بزرگ

پاره شد نسخهٔ پزشک‌، آری

خسته‌ بود این‌ مریض و درد بزرگ

او نگنجید در عمل که بدند

فکرها خرد وکارکرد بزرگ

او خردمند بود و خلق عوام

مملکت‌ تنگ بود و مرد بزرگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وضعیت قوام السلطنه و چالش‌های او در ایران اشاره می‌کند. او از خروج قوام از ایران و مشکلاتی که با آن مواجه است، مانند کوچکی فضا و بزرگ بودن مبارزات، سخن می‌گوید. قوام به دلیل بزرگ بودن بار مسئولیت، نمی‌تواند در عمل موفق باشد و از مشکلاتی که با مردم عادی و محدودیت‌های کشور مواجه است، رنج می‌برد. در نهایت، او باهوش و خردمند است، اما شرایط کشور برای او مناسب نیست.