نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ - در وصف مجلهٔ فروغ تربیت ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به باغ در، به مه دی خمیده خاربنی

به پیشم آمدگفتم درین چه خاصیت است

نه تیر قامت او را ز غنچه پیکانست

نه صدر حشمت او را ز برگ حاشیت است

بسان تیغی کان‌را نه قبضه و نه نیام

بسان شعری کان را نه وزن و قافیت است

میان برف یکی خاربن تو گفتی راست

میانهٔ دل پاک‌، ازکژی یکی نیت است

هوای او به دل اندر غم آورد، گویی

ز طبع خسته یکی پر ملال مرثیت است

به نوبهاران زان پس بدیدمش خوش و خوب

چو توبه‌ای خوش کاندر قفای معصیت است

شکفته سرخ گلی بر فرازآن گفتی

فراز قصر سعادت درفش عافیت است

شگفتم آمد زان حال و فکرتم جنبید

بلی شگفتی آغاز فکر و تزکیت است

نگاه کردم هر سو و راز آن جستم

که آن‌چه خاصیتی بود و این چه کیفیت است

بسیط خاک بنگشود راز من آری

بسیط خاک چراگاه راز و تعمیت است

برآسمان نگرستم وزآفتاب بلند

سئوال کردم‌، گفت این فروغ تربیت است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و خاصیت یک گیاه خاربن در باغ در روزهای دی (دی ماه) می‌پردازد. شاعر با تأمل در خصوصیات این گیاه، آن را به تیر بی‌نظم و تیغی بدون قبضه تشبیه می‌کند، که نشان‌دهندهٔ زیبایی و جاذبه آن است، اما از لحاظ ظاهری و ساختاری متفاوت است. پس از گذر از ایام سخت، همان گیاه را در بهار به شکل زیبایی می‌بیند و از آن لذت می‌برد. او در جستجوی معانی و رازهای پنهان طبیعت و زیبایی‌هاست و متوجه می‌شود که این زیبایی‌ها ناشی از تربیت و نوعی رستگاری در دل اوست. شاعر می‌خواهد بفهمد که این خاصیت و زیبایی از کجا ناشی می‌شود و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که این موارد جزئی از آموزش و تربیت است.