نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۲ - بهشت بی‌احباب - در سویس هنگام معالجه گفته است‌ ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دیده‌ای کس درون خلد مقیم

خاطرش بستهٔ عذاب الیم

منم اندر سویس جسته مقام

دل به تهران و امجدیه مقیم

عقل گوید که در بهشت بپای

عشق گوبد برو به‌ سوی جحیم

من نخواهم بهشت بی‌ احباب

دوست بهتر ز کوثر و تسنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این verses احساس خود را نسبت به بهشت و جهنم بیان می‌کند. او از زندگی در سوئیس صحبت می‌کند، اما دلش به تهران و محله امجدیه تعلق دارد. عقلش او را به سوی بهشت دعوت می‌کند، اما عشق او را به جهنم می‌کشاند. او بهشتی را که بدون دوستانش باشد نمی‌خواهد و اعتقاد دارد که دوستی ارزشمندتر از هر نعمت دیگر است.