شمارهٔ ۱۴۰ - سیاست ملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون پیشهای شدست سیاست بهملک ری
شایدکه هیچ نارم ازین پیشه بر زبان
از خوان و از خورش بکشم دست ناشتا
چون اوفتد یکی مگس اندر میان خوان
از تشنگی بمیرد اگر شیر بنگرد
بر چشمهای که سگ زده است اندرو دهان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به دشواریهای سیاست و حکومت در شهر ری اشاره میکند. او بیان میکند که ممکن است هیچ چیزی نتواند او را از این کار کنار بکشاند. حتی اگر از غذا و آب خود بگذارد، نگران این است که مانند مگسی که بر سر سفره میافتد، در شرایط نامساعدی قرار گیرد. او به نوعی از تلخی و ناامیدی نسبت به شرایط اجتماعی و سیاسی میپردازد و از بیتوجهی به مشکلات جامعه صحبت میکند.