نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۶ - در عزل ناصرالدین میرزا و نصب کامران میرزا به ایالت خراسان ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از چاه عموی شه اگر جست خراسان

در چالهٔ جد شه جمجاه فتاده

جست ازکف فرزند مظفرشه و امروز

گیر پسر ناصر دین شاه فتاده

در دامن آن پور، به‌دلخواه شد اما

در بستر این پیر به اکراه فتاده

ای شاه به شهنامه درون هست که بیژن

در چاه به فرموده بدخواه فتاده

امروز خراسان به مثل بیژن وقت است

کاندر چه ناکامی‌، ناگاه فتاده

مپسند که گویند که این بیژن مسکین

در چاه به فرمان شهنشاه فتاده

القصه چه گویم که از آن عزل و ازبن نصب

صد زمزمه در السن و افواه فتاده

زان‌جمله یکی آمده و گفته به تاریخ

بیرون شده از چاله و در چاه فتاده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوعی تاریخی و نمادین اشاره می‌کند. او به وضعیتی می‌پردازد که در آن شخصیتی به نام بیژن، که نماد ناامیدی و گرفتاری است، در چاهی گرفتار شده است. اشاره به عزل و نصب‌ها و تغییرات قدرت در تاریخ ایران نیز وجود دارد. شاعر به طعنه می‌گوید که بیژن به خواسته دیگران به این چاه افتاده و از آنجا به نوعی سرنوشتش به نوعی تراژیک تصویر می‌شود. در نهایت، موضوعی از تاریخ به شکل کنایه‌آمیز بیان می‌شود که نشان‌دهنده یأس و ناامیدی در میان تغییرات قدرت و حوادث تاریخ است.