نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ - دختر ناکام ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چه شد که نرگس مستش ز آبِ دیده تر است

چه شد که لالهٔ رویش به رنگ معصفر است

چرا سعادت از‌ین تازه‌دختر ناکام

بریده مهر و از او سال و ماه بی‌خبر است

نه روی خانه، نه یارای دیدن یاران

اسیر کنج خرابات و خوار و دربدر است

ز بی‌وفایی صیاد بلهوس این مرغ

از آشیانه جدا، خسته‌بال و کنده‌پر است

چه شد که این چمن نوشکفته گشته خراب

«‌بهار» این همه تقصیر مادر و پدر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان احساسات و ناامیدی عمیق دختر جوانی می‌پردازد که با مشکلات و ناکامی‌های زندگی روبرو شده است. او از تغییرات ناگهانی وضعیت نرگس و لاله صحبت می‌کند که به مظلومیت و غم او اشاره دارد. همچنین به فقدان سعادت و خوشبختی اشاره می‌کند و از بی‌وفایی‌ها و سختی‌هایی که دختر را از دوستان و زندگی شاد دور کرده، شکایت می‌کند. نهایتاً، شاعر به این نتیجه می‌رسد که این وضعیت نابسامان ناشی از اقدامات نامناسب والدین و محیط اطراف آنهاست.