شمارهٔ ۲۶ - از یک غزل ملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
گرم به خنجر بیداد خون بریزد دوست
ازو به حق نبرم شکوه زان که حق با اوست
ز دست دشمن اگر صد قفا خورم شاید
به یک خطا که ز من رفت در ارادت دوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت شاعر به موضوع وفاداری و عشق به دوست میپردازد. او میگوید حتی اگر دوستی او را آزار دهد یا به او ظلم کند، نمیتواند از او شکایت کند چون حق با دوست است. شاعر اشاره میکند که حتی اگر از دشمن سختی بکشد، یک اشتباه از خود را نمیتواند جبران کند، در حالی که عشق و ارادتش به دوست در اولویت قرار دارد.