شمارهٔ ۱۸۸ - لغز ملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن خوبروی دلبر همچون سبیک زر
آمد به مجلس اندرو بنشست پیش روی
لعلش به لب مزیدم طعم شراب داد
بیدردسر شرابی در صندلین سبوی
آتش بر او گرفتم بوی عبیر داد
یارب که دیده هرگز زر عبیر بوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذبه یک معشوق میپردازد که همچون طلا میدرخشد و در مجلس حضور دارد. رنگ لبان او مانند لعل بوده و طعم شراب را به یاد میآورد. شاعر از آتش عشقش به او میگوید و از بوی خوش عطرش یاد میکند و در نهایت از پروردگار خواسته میشود که روح و زیبایی او را ببیند.