نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵ - اشک غم ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

حسین دانش آن سرخیل ابرار

که در عالم به دانایی علم شد

درختی سایه گستر بود افسوس

که پیش تندباد مرگ خم شد

ز بنیان ادب رکنی فرو ریخت

ز بستان هنر نخلی قلم شد

دل روشندلان از فرقت وی

قرین حرقت و رنج و الم شد

نپنداری که دانش از میان رفت

وجودش سوی اقلیم عدم شد

نمی آب از یم ایجاد برخاست

تکاپو کرد و آخر سوی یم شد

وجودش‌ با وجود گل قرین کشت

مزاجش با مزاج دهر ضم شد

دلم سوزد به حال اهل تحقیق

که فردی کامل از آن جمع کم شد

به‌مرگ او «‌بهار» اشگ غم افشاند

همان بر تربت پاکش رقم شد

بیا تا اشگ غم بر وی فشانیم

که تاریخ وفاتش «‌اشک غم‌» شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

حسین، عالم و دانشمند بزرگ، به عنوان سرکرده نیکوکاران شناخته می‌شود. او مانند درختی تنومند بود که در برابر مرگ خم شد. مرگ او باعث تخریب پایه‌های ادب و هنر شد و دل‌های روشنفکران را پر از غم و رنج کرد. تصور نکنید که او از دنیای وجود رفته است؛ بلکه وجودش به جاهای دیگری منتقل شده است. پس از او، افراد مستعد و پژوهشگر کم شدند و با مرگ او، فصل غم آغاز شد. بر سر مزار او باید اشک بریزیم، زیرا تاریخ وفاتش خود داستانی از غم و اندوه است.