نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰ - در مرگ پروین ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نهفته روی به برگ اندرون گلی محجوب

ز باغبان طبیعت ملول و غمگین بود

زتاب و جلوه اگر چند مانده بود جدا

ولی ز نکهت او باغ عنبرآگین بود

ز اوستادی خورشید و دایگانی ماه

جدا به سایهٔ اشجار، فرد و مسکین بود

نه با تحیت نوری ز خواب برمی‌خاست

نه به افسانهٔ مرغی سرش به بالین بود

فسرده عارض بی‌رنگ او به سایه‌، ولیک

فروغ شهرت او رونق بساتین بود

کمال ظاهر او پرورش گر ازهار

جمال باطنش آرایش ریاحین بود

به جای چهره‌فروزی به بوستان وجود

نصیب او ز طبیعت وقار و تمکین بود

چگونه ‌چهره‌ فروزد تنی که سوزی داشت

چگونه جلوه فروشد دلی که خونین بود

ز ازدحام هواها مصون که برگردش

ز دور باش حقیقت مدام پرچین بود

چه غم که بر سر باغ مجاز جلوه نکرد

گلی که از نفسش طبع دهر مشکین بود

به‌ خسروان‌ سخن ناز اگر فروخت رواست

شکر لبی که خداوند طبع شیرین بود

کسی که عقد سخن را به لطف داد نظام

ز جمع پردگیان بی‌خلاف‌، پروین بود

جلیس بیت‌ حزن‌ شد چو یوسفش کم گشت

غم فراق پدر هرچه بود سنگین بود

به نوبهار حیات از خزان مرگ، به‌ باد

شد آن گلی که نه در انتظار گلچین بود

اگرچه آرزوی زندگی ببرد به گور

ولی به زندگی امیدوار و خوش‌بین بود

اگرچه‌ حجلهٔ‌ رنگین‌ به کام خویش نساخت

ولی ز شعر خوشش روی دهر رنگین بود

ندیده کام جوانی جوانه مرگش کرد

سپهر پیرکه با اهل معنی اش کین بود

شگفت‌ و عطر برافشاند و خنده کرد و بریخت

نتیجهٔ گل افسرده عاقبت این بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف گلی محجوب و غمگین می‌پردازد که به دلیل وضعیتش از باغبان طبیعت ملول و ناراحت است. این گل، علی‌رغم اینکه جاذبه‌ها و زیبایی‌هایی دارد، اما درونش غم و سوزی عمیق نهفته است. او به طور نمادین به مسائلی مانند فقدان و ناامیدی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که اگرچه انتظار و امید به زندگی در دلش وجود دارد، اما سرنوشتش به سمت مرگ و زوال پیش می‌رود. شاعر با نگاهی فلسفی، به تناقضات زندگی و حقیقت فراق نیز می‌پردازد و در نهایت، نتیجه غم‌انگیز این گل را به تصویر می‌کشد.