نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ - غزل ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / اشعار محلی / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زلفای قجری رِ درهم و بشکسته مکن واز

درهای سِلامت رِ به روم بسته مکن واز

گر ما رِ مِخْی‌ْ،‌ ها، نِمِخْیْ نه‌، دو کلیمه

این‌بار مو رِ مثل همه‌بار خسته مکن واز

یار اینجیه ا‌ِمشو مَخَن‌ آوازه موذن

تام‌، خادم مِچِّد، درِ گلدسته مکن واز

از زلف کُتا ابروی پیوسته شو و روز

عمرم رِ کُتا، رنجُمِ پیوسته مکن واز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نغمه‌ای عاشقانه است که درباره عدم آزردگی و زیبا بودن ارتباط عاشقانه صحبت می‌کند. شاعر از معشوقه‌اش می‌خواهد که زلفش را به هم نریزد و از درهای سلامت و محبت دور نشود. همچنین از او می‌خواهد که در احساسات و ارتباطاتشان به آرامش ادامه دهند و او را مانند گذشته آزرده و خسته نکند. شاعر از یار می‌خواهد که با صدای دلنشینش باعث خوشحالی و آرامش شود و از او می‌خواهد که روزهای عمرش را بی‌نقص و با شادی سپری کند.