فقرۀ ۲ ملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار / ارمغان بهار / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
پسر من! کرفکاندیش بوی، نه گناهاندیش، چه مردم تا جاودان زمان زنده نی، چه چیز که آن مینوی (است)، بایستنیتر (پایندهتر)
که جان پدرکرفه اندیش باش
بیآزار و به دین و خوش کیش باش
چو باید شدن زین جهان ای پسر
نگر تا به مینو چه بایسته تر
نباشدکس اندر جهان دیرپای
همان مینوی کرده مانده بجای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن اشاره به اندیشههای عمیق و فلسفی دارد که بر اساس آن، انسانها باید به جای تمرکز بر دنیا و مسائل زودگذر آن، به عناصر پایدار و جاودانه توجه کنند. نویسنده از پسرش میخواهد تا به جای گناه و افکار منفی، راه درست و خوشایند را در پیش گیرد و از ارزشهای انسانی و دینی پیروی کند. همچنین میگوید که هیچ چیز در این دنیا پایدار نیست و آنچه باقی میماند، ارزشهای مینوی و معنوی است که باید مورد توجه قرار گیرد.