نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۵ - حبس شدن بهار بار دیگر ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / کارنامهٔ زندان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دشمن بنده بود «‌درک‌هی‌»

دل ز من کنده بود «‌درگاهی‌»

بهرمن تیغ کینه آخته بود

لیک نیکو مرا شناخته بود

زان به حبسم فزون‌تر از یک ماه

با همه دشمنی نداشت نگاه

هست بیگانه «‌آیرم‌» با من

نیست با من نه دوستی نی دشمن

مار بهتر ز دشمن خانه

دشمن خانه به ز بیگانه

دشمن خانه روز بدبختی

بنهد دشمنی و سرسختی

چون که آرد ز دوستی‌ها یاد

خواهد از دست‌، تیغ کینه نهاد

لیک بیگانه را خیال تو نیست

در پی شادی و ملال تو نیست

خاصه بیگانه‌ای که میر بود

در دلش کی غم اسیر بود

او چه داند به کس چه می‌گذرد

به اسیر قفس چه می‌‎گذرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی نوع روابط انسانی و مقایسه‌ی بین دشمن و بیگانه است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که حتی اگر دشمن به او آسیب برساند و کینه‌ای در دل داشته باشد، باز هم او را می‌شناسد و به همین دلیل در درازمدت از دشمنی خود نمی‌کاهد. در عوض، بیگانه نه دوستی دارد و نه دشمنی و از مشکلات یا دردسرهای دیگران بی‌خبر است. شاعر می‌گوید که دشمن در خانه قابل تحمل‌تر از یک بیگانه است، زیرا بیگانه هیچ احساسی نسبت به درد و رنج دیگران ندارد. این اثر در واقع به روابط انسانی و تأثیرات منفی بی‌توجهی و بی‌احساسی افراد بیگانه بر زندگی دیگران می‌پردازد.