بخش ۳۰ - دعوت شوهر زن را به کیش وجدان ملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار / کارنامهٔ زندان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
داشت اصرار شوهر نادان
که شود زن مطاوع وجدان
رخ نپوشد ز مرد بیگانه
خاصه زان نوجوان فرزانه
زن ازین گفتههاکسل میشد
قهر می کرد و تنگدل میشد
به حذر بود ازآن طریقه شوی
وبژه از آن رفیق تازهٔ اوی
سادهدل هرچه بیش میکوشید
زن رخ از غیر بیش میپوشید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به یک شوهر نادان اشاره میکند که از همسر خود میخواهد که در حضور مردان بیگانه، چهرهاش را نپوشاند، به ویژه در مورد یک جوان باهوش. این درخواست همسر را آشفته و ناراحت میکند و او از رفتار شوهرش ناراضی است. هر چه شوهر بیشتر تلاش میکند، همسرش بیشتر سعی میکند تا خود را از نگاه دیگران بپوشاند.