بخش ۳۳ - محشور شدن دو خانواده ملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار / کارنامهٔ زندان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
این کشاکش بسی نگشت دراز
که شدند آن چهار تن دمساز
دل این جنس خوبروی ظریف
هست مانند آبگینه لطیف
که به اندک فشار میشکند
پیش سختی مقاومت نکند
زن در اول چو موم سرد بود
دیر پذرای نقش مرد بود
دیرپذرای و خویشتندار است
سختکوش و محافظتکار است
لیک چون گرم گشت در کف مرد
غیر نرمی چه میتواند کرد
موم چون گشت گرم و نیمه گداخت
هرچه خواهی ازو توانی ساخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به رابطه چهار نفر اشاره میشود که به زودی با هم سازگاری پیدا میکنند. شاعر به لطافت و آسیبپذیری احساسات زن مانند شیشه اشاره میکند که با کوچکترین فشار میشکند. در ابتدای رابطه، زن مانند موم سرد و سفت است و به مرور زمان و با تأثیر مرد، نرم و انعطافپذیر میشود. این تغییر باعث میشود که او توانایی پذیرش و تغییر را پیدا کند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که وقتی موم گرم میشود، هر چیزی میتوان از آن ساخت، که نماد تغییر و پذیرش در روابط عاطفی است.