نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۶ - در مذمت ظلم و ظالم ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / کارنامهٔ زندان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چون اساس زمانه گشت درست

عدل و ظلم اندر آن تعین جست

جذب و دفعی به روی کار آمد

چرخ و اجرام آشکار آمد

اختری راست و اختری کج رفت

و اختری مارپیچ و معوج رفت

بر سر بام لاجورد نگار

گرم جنبش شدند و گشت و گذار

آن که سیرش در استقامت بود

ماند باقی بر این سپهر کبود

وان که از عدل و راستی و نظام

بود بیرون‌، دراوفتاد از بام

هرکه جز راستی نمود نماند

هرچه بیرون ز عدل بود نماند

از میان رفت ظالم و مظلوم

عدل‌ و ترتیب ماند و نظم و رسوم

هم به روی زمین ز موجودات

مردم و جانور، جماد و نبات

عادل و ظالمند و شوم و سعید

زشت و زیبا و نامفید و مفید

آنچه بیرون ز نظم و قاعده است

گم شود کان تهی ز فایده است

آنچه را فایدت بود بسیار

او بگیرد به روزگار قرار

هرچه بیفایده است‌ چون کف‌ و دود

از جهان ناپدید گردد زود

هرکه از عقل دستیار گرفت

در صف راستان قرار گرفت

تهی از ظلم و جهل می گردد

زندگانیش سهل می گردد

ظلم‌ جهل‌ است‌ و جهل تاریک است

راه این فرقه سخت باریک است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی مفهوم عدل و ظلم در زمانه‌ای می‌پردازد که بر اساس حرکت اجرام آسمانی و نظم طبیعی شکل گرفته است. او توضیح می‌دهد که عدل و راستی به دوام و بقای انسان‌ها و موجودات کمک می‌کند، در حالی که ظلم و فساد باعث سقوط و نابودی می‌شود. همچنین به این نکته اشاره می‌کند که هر چیزی که خارج از نظم و قاعده باشد، بی‌فایده است و از بین می‌رود. در نهایت، شاعر بر اهمیت عقل و آگاهی تأکید می‌کند و می‌گوید که فردی که از عقل استفاده کند، در مسیر راستی قرار می‌گیرد و به زندگی سهل‌تری دست می‌یابد.