نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸۵ - در طبیعت زن ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / کارنامهٔ زندان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

راست خواهی زنان معمایند

پیچ در پیچ و لای بر لایند

زن بود چون پیاز تو در تو

کس ندارد خبر ز باطن او

نیست زن پای‌بند هیچ اصول

بجز از اصل فاعل و مفعول

خویش را صد قلم بزک کردن

غایتش زادن است و پروردن

در طبیعت طبیعتی ثانی است

کارگاه نتاج انسانی است

زن به‌معنی طبیعتی دگر است

چون‌ طبیعت‌ عنود و کور و کر است

هنرش جلب مایه و زاد است

شغل او امتزاج و ایجاد است

آورد صنعتی که جان دارد

هرچه دارد برای آن دارد

شود از هر جدید و تازه کسل

جز از آن تازه کاو رباید دل

دل رباید که افتدش کاری

و افکند طرح جان جانداری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی ماهیت و پیچیدگی وجود زن می‌پردازد و او را به شکل پیازی تو در تو توصیف می‌کند. به عبارتی دیگر، زن‌ها در ذات خود معماهایی هستند که هیچ‌کس از باطن آن‌ها خبر ندارد. زن‌ها اصول ثابتی ندارند به جز نقش‌های فاعل و مفعول. هدف اصلی آن‌ها زادن و پرورش است. طبیعت زن به نوعی دیگر معنا می‌شود که به طبیعتی غافل و ناتوان شبیه است. هنر زن در جلب و ایجاد است و هر چیزی که دارد برای همین منظور است. زن‌ها از هر چیز جدیدی می‌توانند دلربایی کنند و در نهایت، هدف آن‌ها ایجاد زندگی و ارتباط با آن است.