نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

عروسی ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / دل مادر / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

خواستگار آمد و با رنج دراز

خوانده‌ شد خطبه ‌و شد عقد فراز

خیمه کشت ازگل روبش گلشن

ناقه کشتند و شد آتش روشن

زان عروسی و از آن دامادی

مادرش کرد فراوان شادی

لیک از آغاز، عروس بدخوی

سر گران داشت بدان مادرشوی

زال خندان به تماشای عروس

آن جفاپیشه رخ از قهر عبوس

زال اگر رفتی و شیر آوردی

دختر از قهر بر آن تف کردی

زال اگر آب کشیدی ز غدیر

دختر آن آب فشاندی به کوبر

زال نان پختی و خوان بنهادی

دختر آن نان به ستوران دادی

پسر آوردی اگر صید ز راه

متعفن شدی اندر خرگاه

زان که گر زال زدی دست بر او

دختر آن لقمه نبردی به گلو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت‌ها داستان یک خواستگاری و ازدواج روایت می‌شود. خواستگار به سختی خطبه عقد را خوانده و عروسی برگزار می‌شود. مادر عروس در این شادی سرشار از خوشحالی است، اما عروس خود فردی بدخلق و سخت‌گیر است که با قهر و ترشرویی برخورد می‌کند. زال، که به تماشای عروس نشسته، متوجه رفتار عروس می‌شود و به او می‌گوید که اگر در زندگی زحمت کشیده و کار کرده باشد، عروس با قهر و بی‌احترامی به او پاسخ می‌دهد. این وضعیت به وضوح نشان‌دهنده مشکلات و تنش‌ها در زندگی زناشویی تازه‌کاران است.