نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹ - هُمر -‌اَبرخیس ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / مثنویات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ابرخیس از تفاخر با همر گفت

که‌ نتوانی‌ چو من‌ در شعر دُر سفت

من اندر ساعتی صد شعر سازم

به سالی چند دفتر می‌طرازم

تو در یک سال گویی یک قصیده

چو توکاهل‌به‌شعر اندرکه دیده‌؟

همر گفتش مگر نشنیده‌ای پیر!

حدیث ماده شیر و ماده خنزیر

در انطاکیه خوک ماده‌ای بود

زبان بر عیب شیری‌ ماده‌ بگشود

گرفت این گونه عیب از شیر ماده

که چون تو دیر در عالم که زاده‌؟

کشی بارگران حمل یکچند

پس از سالی نهی یک یا دو فرزند

دو ره در سال من زهدان گشایم

دو نوبت چارده نوباوه زایم

جوابش دادکای خوک شکم‌خوار

فزون زادن ندارد فخر بسیار

به گیتی چند تن مفلوک زایی

فزون زایی ولیکن خوک زایی

نباشد عیب من گر دیر زایم

چه غم گر دیر زایم شیر زایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، ابرخیس به رخ کشیدن توانایی‌های شعری‌اش می‌پردازد و ادعا می‌کند که می‌تواند در یک ساعت صد شعر بسازد، در حالی که همر تنها یک قصیده در سال می‌سازد. همر به او پاسخ می‌دهد که شنیده‌است داستان حیواناتی مانند شیر و خوک را؛ خوکی که به خاطر زایمان‌های مکرر خود به شیر عیب‌جویی می‌کند. همر می‌گوید که کیفیت زایمان مهم‌تر از کمیت آن است و زادن زیاد با ارزش نیست بلکه چیزی که اهمیت دارد این است که فرزندان باید با کیفیت باشند. در نهایت، همر تأکید می‌کند که زایاندن دیر اما با کیفیت انگار بهتر از زایمان زود اما بی‌ارزش است.