مثنویات — ملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار / ملکالشعرا بهار
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ - سرگذشت شاعر در اولین مسافرت او به تهران — به که سردار کل جزاه الله
- شمارهٔ ۴ - اندرز به جوانان — مفریب ای بزرگوار پسر
- شمارهٔ ۳ - جنگ خانگی — خصم بر در ستاده کینهسگال
- شمارهٔ ۹ - شاه دل آگاه — قصهٔ شاهان جهان بیش و کم
- شمارهٔ ۵ - در میگساری — می مخور ور خوری مدام مخور
- شمارهٔ ۶ - جواب بهار به ادیب السلطنهٔ سمعین «عطا» — ای سمیعی رسید نامهٔ تو
- شمارهٔ ۲ - در نصیحت — این شنیدم که تازیای درویش
- شمارهٔ ۸ - شاه لئیم — پادشهی بود به عهد قدیم
- شمارهٔ ۷ - اندرز به شاه — پادشها! چشم خرد باز کن
- شمارهٔ ۱۷ - مطایبه — ای از برما به خشم رفته
- شمارهٔ ۱۳ - موقوفه و موقوفهخوار — گفتا موقوفه به موقوفهخوار
- شمارهٔ ۱۵ - قمرالملوک — ای نوگل باغ زندگانی
- شمارهٔ ۱۶ - هدیۀ دوست — ای باد صبا ز روی یاری
- شمارهٔ ۱۴ - گفتوگوی دو شاه — فرانسوا : چه می کنی، به چه کاری، امانوئل، پسرم؟
- شمارهٔ ۱۲ - بنای تختجمشید — پادشه ملکستان، داریوش
- شمارهٔ ۱۱ - جو یک مثقالی — بود به کرمان، شهی از دیلمان
- شمارهٔ ۱۰ - هدیهٔ تاگور — دست خدای احد لمیزل
- شمارهٔ ۲۳ - نتیجه — چو ترسی در دل کودک مکان کرد
- شمارهٔ ۲۱ - طبیبان وطن — ز بس گفتند ایران بیحساب است
- شمارهٔ ۲۵ - خیال مستان — چو می خوردی خیال بد میندیش
- شمارهٔ ۲۰ - نامهٔ منظوم — به قربان حضور شاهزاده
- شمارهٔ ۱۸ - در سبک عرفان — ماییم و دلی ز عشق صد چاک
- شمارهٔ ۲۴ - جواب به یکی از دوستان — محمد صالح، ای فرزانه فرزند
- شمارهٔ ۲۲ - بچهٔ ترس — یکی زیبا خروسی بود جنگی
- شمارهٔ ۱۹ - به یاد آذربایجان — صبا شبگیرکن از خاورستان
- شمارهٔ ۲۹ - هُمر -اَبرخیس — ابرخیس از تفاخر با همر گفت
- شمارهٔ ۳۱ - در وصف استاد حسین بهزاد نقاش عالیمقام — خداوند هنر، استاد بهزاد
- شمارهٔ ۳۲ - صخر شرید — سخن صخر شرید است مثل
- شمارهٔ ۲۷ - طومار دانش — به روزی سخت سرد، ازماه اسفند
- شمارهٔ ۳۰ - سی لحن موسیقی — شنیدم باربد در بزم خسرو
- شمارهٔ ۲۶ - در اثبات خدا — من و تو اخگرا! همسایگانیم
- شمارهٔ ۲۸ - از تهران تا قمصر — چو از تدریس فارغ شد دماغم
- شمارهٔ ۳۳ - زن قاضی ری — با پسرگفت زن قاضی ری
- شمارهٔ ۳۶ - تنبلی عاقبتش حمالی است — دو نفر بچهٔ مقبول قشنگ
- شمارهٔ ۳۹ - مخبر بیخبر — مخبر ما رفت و آمد تنگدست
- شمارهٔ ۳۴ - بی خبری! — گر بدانم که جهان دگری است
- شمارهٔ ۳۷ - مدح و قدح — در سرای شوکتالدوله که بود
- شمارهٔ ۳۵ - در رثاء ایرج — ایرجا رفتی و اشعار تو ماند
- شمارهٔ ۴۰ - جُعَل — یک جُعَل روزی ز اصطبلی حقیر
- شمارهٔ ۳۸ - بیم از بحران — پادشاهی را یکی دستور بود
- شمارهٔ ۴۱ - سلام به هند بزرگ — باز خنگ فکرتم جولان گرفت
- شمارهٔ ۴۸ - خانهٔ آهن — یکی پادشا خانهزآهن بساخت
- شمارهٔ ۴۳ - تطبیق ماهها با برجها به زبان فارسی و اسلوب شعری — ماه فروردین جهان گردد جوان
- شمارهٔ ۴۵ - انسان و جنگ — شبی لب فروبسته بودم ز حرف
- شمارهٔ ۴۲ - باباشملنامه — دوستان آمد ز ره باباشمل
- شمارهٔ ۴۹ - انسان و جهان بزرگ — به نام برازندهٔ نامها
- شمارهٔ ۴۶ - به یاد عشقی — شبیچشم کیوان ز فکرت نخفت
- شمارهٔ ۴۴ - ساقینامه — بده ساقی آن می که خواب آورد
- شمارهٔ ۴۷ - کلبه بینوا! — به زیر درختان بیبرگ و بر
- شمارهٔ ۵۴ - اسلحهٔ حیات — سگی ناتوان با سگی شرزه گفت
- شمارهٔ ۵۲ - یاران سه گانه: — یکی از بزرگان سه تن داشت یار
- شمارهٔ ۵۱ - عروسی شکوفه — به شاخ شکوفه بتابید شید
- شمارهٔ ۵۵ - عنکبوت و مگس! — نگه کن بدان زشتخو جانور
- شمارهٔ ۵۰ - گل پیشرس — به ماه سفندار یک سال شید
- شمارهٔ ۵۶ - اتق من شر من احسنت الیه — یکی مرد خودخواه مغرور دون
- شمارهٔ ۵۳ - دیدار گرگ — در ایام پیشین به زابلستان
- شمارهٔ ۵۷ - ترجمهٔ اشعار شاعر انگلیسی — به قسطنطنیه بتابید ماه
- شمارهٔ ۵۸ - گاو شیرده — جهانآفرین بندگان را همه
- شمارهٔ ۶۲ - معلم و شاگرد — ادیبی زبان در طلاقت زبون
- شمارهٔ ۶۳ - ترجمه یک قطعهٔ فرانسه — یکی کودک از لانه جغدی کشید
- شمارهٔ ۶۵ - فرشتهٔ عشق — «اربس» اندر افسانهٔ باستان
- شمارهٔ ۵۹ - جوانی، پیری، مرگ — جهان سر بسر از فراز و نشیب
- شمارهٔ ۶۴ - رفیق بد — به روزی مبارک ز ماه صیام
- شمارهٔ ۶۱ - یک بحث تاریخی — یکی روز فرخنده از مهر ماه
- شمارهٔ ۶۰ - آلفته — بُد اندر حدود چغاخور، لُری
- شمارهٔ ۷۳ - کوشش و امید ترجمه از یک قطعه فرانسه — جدا شد یکی چشمه از کوهسار
- شمارهٔ ۶۶ - نقش فردوسی — پژوهندگی را سپیدهدمان
- شمارهٔ ۶۹ - خرس و امرود — یکی گرسنه خرس در باغ جست
- شمارهٔ ۷۱ - بخون و بدان آنگهی کارکن — ایا پور پند مرا یاد دار
- شمارهٔ ۷۰ - شاه حریص ترجمهٔ یکی از قطعات فرانسه — پی چیست این ساز و برگ نبرد؟
- شمارهٔ ۷۲ - کار و عمر دراز — به من بر مسلم شد این نکته باز
- شمارهٔ ۶۷ - داستان رستم و اسفندیار — چو اسفندیار آن شه نیکبخت
- شمارهٔ ۶۸ - راستی — شنیدم که شاهنشهی نقش بست
- شمارهٔ ۷۸ - دزدان خر — شنیدم که دو دزد خنجرگذار
- شمارهٔ ۷۹ - آشتی و جنگ — یکی دوستی را بیازرد سخت
- شمارهٔ ۷۷ - کل و کلاه — کلی را سر از زخم ناسور بود
- شمارهٔ ۷۵ - مرع دستانسرای — توگویی مگر مرغ دستانسرای
- شمارهٔ ۷۶ - خدا و والدین — ایا کودک خوب شیرینزبان
- شمارهٔ ۸۰ - از بدی بپرهیز — گذشته گذشته است و آینده نیست
- شمارهٔ ۸۱ - تود و بید — جهانست چون جنگلی بیکران
- شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج — برو کار میکن مگو چیست کار
- شمارهٔ ۸۳ - شکایت از مردم زمانه — زمانه به قصد دلم بیدرنگ
- شمارهٔ ۸۴ - جنگ داخلی و دشمن خارجی — چون عدو درکمین بود زنهار
- شمارهٔ ۸۲ - مرگ سرخ به از مرگ زرد — شدم با یکی مرد عیّار یار