نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸ - گاو شیرده ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / مثنویات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

جهان‌آفرین بندگان را همه

پدیدار فرمود همچون رمه

ستور و سگ و گاو با گاوبند

بهٔکجای هم گرگ و هم گوسپند

به یکسو چران گاومیش بزرگ

ز سوی دگر شرزه شیر سترگ

درنده‌، چرنده‌، خزنده بهم

درآمیخته رنج و تیمار و غم

دهد گاو پاکیزه کردار، شیر

بسازد از آن شیر دهقان‌، پنیر

رود موش و آن ساخته برکشد

جهد گربه وز موش کیفر کشد

فتد گربه ناگه به چنگ شگال

کشد کیفر موش از آن بدسگال

سگ آید بگیرد به پاداشنش

بدرّد ز کین پوستین بر تنش

به کیفر ستوه آید ازگرک سگ

بریزدش خون و بدرّدش رگ

به گرک اندر آید پلنگ دلیر

شود بر پلنگ آن زمان ببر چیر

دو مردند در این گله سخت‌کوش

یکی شیر ده و ان دگر شیردوش

چون زین‌بگذری‌جمله بیگانه‌اند

یکایک سگ وگربهٔ خانه‌اند

برو همچو دریا گهر بخش باش

و یا همچو کان‌ سیم‌ و زربخش‌ باش

گر این نیستی‌، باش گوهرشناس

به نزدیک کان گهر سرشناس

ور این‌ هم‌ نه‌ای‌ سنگ و خاشاک باش

کجا زرگر و زر نه‌ای خاک باش‌!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به آفرینش و تأثیرات زندگی در جهان اشاره دارد. شاعر از تنوع موجودات در طبیعت صحبت می‌کند و اینکه هر کدام نقش خاصی دارند. به تصویر کشیدن گله‌ای بزرگ شامل حیوانات مختلف، نشان‌دهندهٔ وجود نیکی و بدی، شجاعت و ترس، و همکاری و رقابت در زندگی است. به‌عنوان مثال، گاو و شیر نشان‌دهندهٔ کار و ثمرهٔ آن (شیر و پنیر) هستند، در حالی که موش و گربه نیز به نمادهای رقابت و زنجیرهٔ غذا اشاره دارند. شاعر به تأمل در خصوص ارزش وجود آدمی می‌پردازد و معتقد است که باید همچون گنجی دریا، با دانش و آگاهی به زندگی پرداخت و از نقاط ضعف دوری جست. در نهایت، او انسان‌ها را به آگاهی از خود و نقششان در جامعه دعوت می‌کند.