نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

در دستگاه ماهور ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / تصنیفها

۱‌

ز فروردین شد شکفته چمن

گل نو شد زیب دشت و دمن

کجایی ای نازنین گل من

بهار آمد با گل و سنبل

ز بیداد گل نعره زد بلبل

دل بلبل نازک است ای گل

دل او را از جفا مشکن

بهار از گل سایبان دارد

دریغا کز پی خزان دارد

خوش آن کس کاو یاری جوان دارد

بتی تازه با شراب کهن

دلم گشت از چرخ بوقلمون

چو جام می ‌لب به لب پرخون

غم عشقت شد بر غمم افزون

شد از ستمت

ز دست غمت

غرق خون دل من

مجنون دل من

محزون دل من

پر ز خون دل من

۲

نگارا رحمی نما به چشم ترم

که‌ من از زلفت بتا شکسته‌ترم

اگر بردم جان از غم دوران

ز درد فراق تو جان نبرم

عزیز دلم بت چگلم آبروی چمن

بهار مرا خزان منما نازنین گل من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر زیبایی بهار و گل‌ها را توصیف کرده و از معشوق خود می‌خواهد به او مهلت و رحمت دهد. بلبل به خاطر عشقش به گل ناله می‌کند و دلش از جفا و غم معشوق پر درد است. شاعر با احساساتی غم‌انگیز از فراق و دلتنگی‌اش سخن می‌گوید و در آخر به محبوب خود می‌گوید که زیبایی‌اش آبروی باغ را حفظ می‌کند و از او درخواست می‌کند که خزان به سراغش نیاید.