نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

باد صبا (در دستگاه شوشتری) ملک‌الشعرا بهار

ملک‌الشعرا بهار / تصنیفها

۱

باد صبا بر گل گذر کن

برگل گذر کن

وز حال گل ما را خبر کن

ای نازنین

ای مه‌جبین

با مدعی کمتر نشین

بیچاره عاشق ناله تا کی

یا دل مده یا ترک سر کن -‌ ترک سر کن

شد خون‌فشان چشم تر من

پر خون دل شد، ساغر من

ای یار عزیز مطبوع و تمیز

در فصل بهار با ما مستیز

آخر گذشت آب از سر من -‌ ببین چشم تر من

۲

گل چاک غم برپیرهن زد -‌برپیرهن زد

از غیرت آتش در چمن زد

ازغیرت آتش در چمن زد

بلبل چو من

شد در چمن

دستان سرا بهر وطن

دیدی که ظالم تیشه‌اش را آخر به پای خویشتن زد

ایرانیان از بهر خدا

یک دل شوید از صدق و صفا

تا چند نفاق تا کی دغلی

تا چند غرض تاکی دو دلی

آخر بس است این بد عملی

بس است این منفعلی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر شامل دو بخش است. بخش اول با نارضایتی عاشق از دوری معشوق آغاز می‌شود و او از باد صبا می‌خواهد که بر گل‌ها بگذرد و حال او را به معشوق برساند. عاشق از درد دلش می‌گوید و به معشوقش هشدار می‌دهد که نباید با مدعیان کم‌حوصله باشد و از ناله‌های او شکایت می‌کند. در بخش دوم، شاعر به توصیف غم و دردش پرداخته و از مظلومیت خود و دیگر ایرانیان سخن می‌گوید. او از نفاق و دو دلی در میان مردم انتقاد می‌کند و از آن‌ها می‌خواهد که یکدل و صادق باشند و از تفرقه و بدعملی دست بردارند. شاعر به شدت بر وحدت و همبستگی تأکید دارد.