شمارهٔ ۹ سلطان باهو
سلطان باهو / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
تارها زلفش چو دیدم مارها
پارها گشته دلم چون پارها
کارهای جمله مشکل مانده است
زارها باید دل خود زارها
صورت حسنش مبین ای بی خبر
نور ها این نیست جمله نارها
یار با خوبان تو هرگز دل مده
تا نباشی همچو ما غمخوارها
دین ز دست خود چو ما بگذاشتیم
تا چه کار آید مرا زنارها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر به زیبایی و جذابیت موهای محبوبش اشاره میکند و احساسات خود را بیان میکند. او میگوید که دلش به خاطر مشکلاتی که دارد، زار است و یادآوری میکند که نباید به کسانی که خوبان به شمار میروند دل بست. در نهایت، شاعر از رها کردن دین و تکیه بر دنیا میگوید و بیاعتنایی به مسائل دینی را شرح میدهد.