شمارهٔ ۲۴ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / قصاید / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
چون ترا غالیه بر گرد رقم ریخته اند
بر زر روی من از اشگ درم ریخته اند
تا رقم زد خط رخسار ترا کاتب صنع
عاشقان روح بر آن شکل رقم ریخته اند
نیل خط و بقم روی تو در دور سرشگ
از دل و دیده من نیل و بقم ریخته اند
به گه گریه رود جزع عقیقی گهرم
گهر ناب ز سر تا به قدم ریخته اند
ایمن اندر الم و داغ امان تو که جست؟
ایمنی بر سر آن داغ و الم ریخته اند؟
چه سگم من که کنم آهوی وصل تو شکار
که بسی شیر در آن دام تو دم ریخته اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر از زیبایی و تاثیر آن بر زندگی خود میگوید و احساسات عمیقش را بیان میکند. او به تمثیلهایی از اشک، خط و نقش، و جواهرات اشاره میکند که نشاندهنده عواطف و زخمهای عشق اوست. همچنین، شاعر به احساس ناامنی و درد ناشی از دوری از معشوق اشاره میکند و در نهایت به قدرت و دشواریهای عشق میپردازد. در کل، شعر به ابراز عشق و رنج ناشی از آن میپردازد.