نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / قصاید / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ماه زیباست ولی چون رخ زیبای تو نیست

سرو یکتاست ولی چون قد زیبای تو نیست

تا تو از مشگ چلیپا به قمر بر زده ای

جبهه ای کو که برو داغ چلیپای تو نیست

گرچه رعناست رخ باغ به خوش خنده گل

بس شکر خنده تر از غنچه رعنای تو نیست؟

دل رسوای مرا عشق تو سودایی کرد

گرچه سودازده ای نیست که رسوای تو نیست

یوسف مصری و کس در همه آفاق نماند

از زن و مرد که یعقوب و زلیخای تو نیست

نام سعد و رخ اسمای تو باطل شمرند

فال سعدی که مرا از رخ اسمای تو نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی‌های طبیعت و مفاهیم عاشقانه اشاره می‌کند، اما همواره زیبایی عزیزتر و خاص‌تری را در مقایسه با آن‌ها می‌بیند. او می‌گوید که هرچند ماه و سرو زیبا هستند، اما هیچ‌کدام به زیبایی معشوقش نمی‌رسند. همچنین عشق و احساسات او نسبت به معشوقش او را دچار سرگشتگی و رسوایی کرده است. شاعر در انتها تصریح می‌کند که هیچ کس به اندازه یعقوب و زلیخا در عشق به معشوقش نمی‌تواند احساس کند و از اینکه نام سعد و خوبی‌هایش با او نیست، افسوس می‌خورد. در کل، شعر سرشار از احساسات و مقایسه‌های احساسی است که نشان‌دهنده عمق عشق شاعر به معشوقش است.