نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زهی ملک بخشی که از روی قدرت

سهپر از حوادث امانت فرستد

تو سلطان نشانی و هر روز دولت

به سلطان نشانی نشانت فرستد

زحل را فلک با همه شیر طاقی

به سگ داری پاسبانت فرستد

مجیرست و جانی اگر زو بخواهی

سوی بنده بندگانت فرستد

به شکرانه آنکه جان خواهی از وی

دعای عزیزان به جانت فرستد

مجیر گران از سگان که باشد؟

که تحفه سبک یا گرانت فرستد

نهاد از تو گنج درم همچو ماهی

کنون ماهی از بهرت آنت فرستد

زبانش چو عاجز شد از عذرت آن به

که هم ماهی بی زبانت فرستد

تو فرمودی ار نه که یارد که چیزی؟

که از جان سوی آستانت فرستد

خجل باشد این طارم کاسه پیکر

اگر نسر طایر به خوانت فرستد

مه اندر عرق غرق گردد چو دریا

اگر ماهی آسمانت فرستد

از آن آبدان کوست پر آب حیوان

خضر شربت جاودانت فرستد

چنان باد الطاف حق در حق تو

که ماهی از آن آبدانت فرستد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از بزرگی و قدرت یک سلطان می‌پردازد و خواستار آن است که لطف و نعمت‌های الهی دائماً بر او ببارد. شاعر به زیبایی تصویر می‌کند که چگونه آسمان و زمین و حتی موجودات دریایی به خاطر بزرگی این سلطان، به او هدایا و نعمت‌ها می‌فرستند. همچنین بر اهمیت دعای عزیزان و به یادآوری نعمت‌های الهی تأکید می‌کند و بیان می‌کند که همه چیز در خدمت این سلطان بزرگ است و باید شکرگزار نعمت‌ها باشد. به طور کلی، این شعر نوعی ستایش از قدرت، مقام و رحمت الهی است که بر این سلطان نازل می‌شود.